برچسب امیر سنجوری

حقوق مربوط به مقالات انتقادی هنری

در نقدهای هنری، اثر یا آثاری به عنوان محور اصلی قرار گرفته و متونی در حاشیه آنان به عنوان نقد نگاشته می‌شوند. نگاشتن در شکل عمومی به معنای تحریر است،  اما ممکن است برخی از نقدها به شکل‌های شفاهی یا به وسیله مدیوم‌های دیگری از جمله مدیوم‌های تصویری و صوتی ارائه شوند. این از نظر قانون چندان تفاوتی در تعیین و بررسی حقوقی ندارد. آنچه بیشتر مورد توجه است نحوه به‌کارگیری و استفاده از اثری است که به عنوان موضوع نقد استفاده می‌شود.

بررسی زمان در انتقال حقوق مادی آثار هنری

بررسی زمان در انتقال حقوق مادی  آثار هنری بدیهی بوده و اصل نیز بر این است که تمامی حقوق مادی و معنوی یک اثر هنری متعلق به پدیدآورنده یا در صورت سفارشی بودن اثر بخش‌های مادی مربوط به سفارش‌دهنده باشد. علاوه بر این می‌دانیم که طبق ماده چهارم قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی، حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و مکان نبوده و غیر قابل انتقال است. با این وصف، بر اساسی ادامه می‌دهیم که طبق آن، صحبت از حقوق معنوی موضوعیت نداشته و تنها حقوق مادی مربوط به آثار هنری، نحوه انتقال، مدت زمان و افراد مستحق دریافت آن را بررسی خواهیم کرد.

در باب حقوق دسترسی به اطلاعات

اطلاعات در ابعاد مالکیت فکری به دو گروه اصلی طبقه‌بندی می‌شوند: اطلاعات خصوصی و اطلاعات عمومی. از آنجایی که در حوزه مالکیت فکری؛ در قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب سال 1348 به اندازه کافی تعیین تکلیف شده است، در این یادداشت و یادداشت‌های آینده به سراغ قانونی رفته‌ام که به «اطلاعات» به شکل کلی پرداخته و از زوایای مختلف، ابعاد آن را از نظر قانونی بررسی کرده است. از آنجایی که مالکیت‌های فکری نیز از زیرگروه‌های اطلاعات هستند، این قانون نیز به عنوان یک قانون خاص در کنار قوانین اصلی مربوط به هنرمندان، می‌تواند زوایای تازه در این باب را نمایان کند. در این قانون که در سال 1388 خورشیدی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده است، بیست و سه ماده قانونی و هفت تبصره وجود دارد که برخی از آنان مستقیما در حقوق هنرمندان قابل توجه هستند.

جلوگیری از نشر اطلاعات طرح‌های هنری

در یادداشت گذشته گفتیم که طرح‌ها و اتودهای اولیه آثار هنری علاوه بر جنبه هنری در پیش بینی‌های قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان در مورد آن‌ها، از باب اطلاعات تهیه شده توسط افرد حقیقی و حقوقی نیز می‌توانند در قوانین خاص دیگری مورد حمایت واقع شوند.
از جمله این قوانین قانون «انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب سال 88» در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. با اینکه قانون یادشده به طور کلی ناظر بر انواع اطلاعات غیرهنری است و یک قانون حمایتی برای قشر هنرمند محسوب نمی‌شود، اما همان‌گونه که گفتیم، طرح‌ها و اتودهای آثار هنری نیز می‌توانند مشمول حمایت این قانون باشند و به طور کلی از آنجایی که قانون فوق در حوزه مالکیت فکری و حقوق معنوی مربوط به ایده‌ها نیز قابل نگاه و تفسیر و تأویل است، استخراج برخی از مواد آن به نفع هنرمندان خالی از ضرورت و لطف نیست.

پیش‌بینی‌های تکنولوژیک در حقوق هنرمندان

هر متن قانونی از دو جنبه حقوقی و ادبی قابل نگرش است که مستقیم یا غیر مستقیم، دریافت اصول و قوانین حقوقی از ادبیات یک متن میسر می‌شوند. متون حقوقی با پرهیز از استعاره‌ها، ایهامات و کنایه‌ها، نباید تعمدا از صنایع ادبی به نحوی کمک بگیرند که استنباط و دریافت مفهوم اصلی قانون را وارد حوزه ابهام کند. در عرصه صراحت و انتقال اخباری مفاهیم، جایی برای واگذاری دریافت استعاری و غیرمستقیم مفاهیم به مخاطب نیست.

آیا نقشه جغرافی، اثر هنری است؟

شاید عجیب به نظر برسد که نقشه‌های جغرافیایی در گروه آثار هنری مشمول چتر حمایتی قانون قرار داشته باشند. اما در حقیقت، این برای برخی گونه‌ها صدق می‌کند. در عین حال با نظر به سال تصویب قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی و با نگاهی تاریخی و تفسیر عمومی این بخش از قانون یادشده در مورد نقشه‌های جغرافیایی، همچنین بررسی جملات به‌کاررفته در این خصوص و سایر مواد قانونی نزدیک به آن، شاید بتوان نتیجه‌گیری عقلانی در باره علت شمول برخی نقشه‌های جغرافیایی در رده آثار هنری انجام داد.

یک استثنا برای حقوق ذکر منابع در مقالات

می‌دانیم که هرگونه نشر و پخش و توزیع، انواع استفاده و به‌طور کلی هرگونه بهره‌برداری از یک اثر هنری و حتی غیر هنری اما در حوزه مالکیت فکری، مستلزم رعایت برخی تشریفات قانونی و اخلاقی است؛ از این جمله کسب اجازه از پدیدآورنده اصلی و ذکر منبع و روش اقتباس یا درج عینی یا گرته‌برداری یا کپی و نظایر این‌هاست.

آیا حقوق تصویر با حقوق عکس متفاوت است؟

در قانون خاص حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی، در ماده دوم، آنجا که ردیف‌های دوازده‌گانه هنرهای مشمول چتر حمایتی این قانون برشمرده شده است در دو ردیف جداگانه، یکی به تصویر و یکی به اثر عکاسی اشاره شده است. همین تفکیک این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا این دو اثر هنری از یکدیگر جدا بوده و حقوق متفاوتی دارند یا این گونه نیست؟