یاسمن کازرانی ، شاعر، گفت: در زبان مردانه به نسبت زبان زنانه، قطعیت بیشتری وجود دارد، اما در زبان زنانه عموماً جایی برای شک و تردید وجود دارد و هیچوقت همه چیز قاطعانه بسته نمیشود. این مهمترین ویژگیای است که همیشه به چشمم آمده و فکر میکنم در نوشتههای خودم هم وجود دارد.
دومین رمان شیما عرشیان با نام «میعاد» از سوی انتشارات عبارت به بازار آمد.
یکی از هوشمندانهترین لایههای رمان «نشانههای پایان جهان»، نگاهش به زبان است. مکینا فرهنگ لغت «لاتین-آنگلو» همراه دارد و میبیند که این کتابها - نوشته «پیرمردها برای پیرمردها» - از لحظه چاپ عقب میافتند، چون زبانِ مهاجرت زنده است: نه کاملاً اینجا است و نه کاملاً آنجا. رمان از «زبان واسطه» حرف میزند؛ زبانی معلق میان چیزی که رو به مرگ است و چیزی که هنوز زاده نشده. این تجربه معلقبودن، به خودِ هویت هم سرایت میکند.
الهام باقری، شاعر و مدرس ادبیات گفت: به نظر من اصالت یک شعر با موسیقی درونیاش رقم میخورد. چرا که بسیاری از شعرها ممکن است وزن داشته باشند، اما نظم و موسیقی درونی نداشته باشند و در نتیجه شعر محسوب نشوند.
همزمان با تاسوعا و عاشورای حسینی، برنامه مجازی «حماسه حسینی در آیینه شعر و ادب فارسی» به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با سخنرانی جمعی از استادان و محققان حوزه ادبیات، هنر و معارف دینی برگزار میشود.
پدیده الماسی، مترجم کتاب «نامزد آقای مترجم» نوشته ژوائو خِیس گفت: خیس ادبیات را صرفاً امری انتزاعی نمیبیند و در کمال بدبینی و واقعبینی به ما میگوید که چگونه در مورد ادبیات هم با صنعتی طرفیم که گاهی به دست نااهلان اداره میشود و در آن پول حرف آخر را میزند.
این نوشته با تلفیق چارچوب نظری دو کتاب «سوگ سیاوش» و «هویت ایرانی و زبان فارسی» اثر شاهرخ مسکوب، به تبارشناسی یک پارادوکس بزرگ در فرهنگ ما میپردازد؛ این که چگونه شعر فارسی با وجود مخالفت و طرد اولیه از سوی فقه سنتی، سرانجام سدها را شکست و به اصلیترین رسانه برای جاودانگی سوگ عاشورا و آیین تعزیه تبدیل شد. این نوشتار چگونگی تلاقی پنهان حماسه کهن پارسی با باورهای شیعی را بررسی میکند.
ایهام واژهٔ «رود» در نوحهٔ «لاییلایی از سفر برگشته رودم»، با پیوند دو معنای «فرزند عزیز» در فارسی کهن و «جویبار جاری»، لالایی سادهٔ سوگ را به روایتی نمادین از پیوند خون شهید و حیات جاویدان بدل ساخته است، این نوشتار با واکاوی ریشهشناختی و کارکرد بلاغی این تکواژه، نشان میدهد که چگونه یک انتخاب زبانی هوشمندانه، عاطفه و حماسه را در هم میآمیزد و اثر را به یکی از ماندگارترین نوحههای عاشورایی تبدیل میکند.