آن‌سوی مرز، آن‌سوی زبان

یکی از هوشمندانه‌ترین لایه‌های رمان «نشانه‌های پایان جهان»، نگاهش به زبان است. مکینا فرهنگ لغت «لاتین-آنگلو» همراه دارد و می‌بیند که این کتاب‌ها - نوشته «پیرمردها برای پیرمردها» - از لحظه چاپ عقب می‌افتند، چون زبانِ مهاجرت زنده است: نه کاملاً این‌جا است و نه کاملاً آن‌جا. رمان از «زبان واسطه» حرف می‌زند؛ زبانی معلق میان چیزی که رو به مرگ است و چیزی که هنوز زاده نشده. این تجربه معلق‌بودن، به خودِ هویت هم سرایت می‌کند.

دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ – ۱۲:۰۰
آن‌سوی مرز، آن‌سوی زبان

یادداشتی بر «نشانه‌های پایان جهان» اثر درخشان یوری اِرِرا ؛

آن‌سوی مرز، آن‌سوی زبان

یکی از هوشمندانه‌ترین لایه‌های رمان «نشانه‌های پایان جهان»، نگاهش به زبان است. مکینا فرهنگ لغت «لاتین-آنگلو» همراه دارد و می‌بیند که این کتاب‌ها – نوشته «پیرمردها برای پیرمردها» – از لحظه چاپ عقب می‌افتند، چون زبانِ مهاجرت زنده است: نه کاملاً این‌جا است و نه کاملاً آن‌جا. رمان از «زبان واسطه» حرف می‌زند؛ زبانی معلق میان چیزی که رو به مرگ است و چیزی که هنوز زاده نشده. این تجربه معلق‌بودن، به خودِ هویت هم سرایت می‌کند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) –راحیل احمدی، داستان‌نویس: «نشانه‌های پایان جهان» اثر یوری اِرِرا از آن رمان‌های کم‌حجم و پُرطنینی است که انگار از همان صفحه اول قرار نیست صرفاً داستان بگوید، بلکه می‌خواهد «وضعیتی» را مجسم کند: زیستن در شکاف‌ها؛ میان خانه و بی‌خانه‌گی، میان زبان مادری و زبانِ تحمیلی، میان زندگی روزمره و اسطوره‌ای که بی‌اجازه از دلِ واقعیت سر برمی‌آورد.

رمان با تصویر هولناک و نمادینِ فروچاله‌ای آغاز می‌شود که آسفالت دهان باز می‌کند و آدم و ماشین و سگ و حتی «فریاد رهگذران» را می‌بلعد: «زمین یله شد و مکینا با خودش گفت مُردم رفت. مردی عصازنان از خیابان رد می‌شد، غرش خفه‌ای از آسفالت جوشید، مرد بی‌حرکت ایستاد، انگار منتظر بود کسی دوباره پرسشی را تکرار کند. بعد زیمن درست زیر پایش دهان گشود: مرد را و همراه او یک اتومبیل و یک سگ را، همه‌ اکسیژن دوربر را، حتا فریاد رهگذران را بلعید. مکینا با خودش گفت مُردم رفت…» این افتتاحیه، هم یک صحنه تماشایی و تکان‌دهنده است و هم اعلام برنامه: ما وارد جهانی می‌شویم که زمین زیر پا ثابت نیست؛ جهانی که هر لحظه می‌تواند آدم را فرو ببرد -به زیرزمینِ شهر، به زیرزمینِ تاریخ، یا به زیرزمینِ روان جمعی.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *