مستند «خاکستر» ساخته آرش اسحاقی، روایتی جذاب از یک پرونده واقعی است. حادثه به معنای اصیل کلمه، تکان دهنده و غریب است، فیلمساز ِ جستجوگر، میکوشد غبار از این رخداد بیست ساله بزداید. ما در مسیر کشف واقعیت با او همراه می شویم، هنرِ اسحاقی در این است که از همان دقایق نخست، کمی پس از نمای زیبایی از ابرها و آوای نیایش مردم، ما را با ماجرا روبرو می کند. ضربه اول را در اتاق محقر و ساده زن (همسر سیفالله) میخوریم: سیف الله در آتش سوخته است. و پس از آن، روایت نخست را می بینیم و میشنویم و متحیر میشویم. اسحاقی، خانواده سیف الله، برادر، دختران و پسرانش را معرفی میکند. با آنها در روایت قاتل و مقتول، درگیر میشویم و میپذیریم که دست آنها برای پیشبرد پرونده، کوتاه بوده است. اطلاعات، دقیق، و جزئیات روشن و آگاهش بخش هستند. فیلم، تعلیق دارد و دقایق به سرعت میگذرند، «خاکستر» یک فیلم نفسگیر است که مدام ما را با عنصری یا پدیده ای غافلگیر میکند، مثل نکته ای که عمو اشاره کرده و یکی از پسرها آن را رد میکند، اما ذهن ما را درگیر میکند. حالا باید قاتل را بشناسیم. شاید این روایت، منصفانه نباشد.