دسته سینما و تلوزیون

خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

هاشم، رانندهٔ تاکسی، محور روایت است؛ مردی تنها و کم‌سواد که زیست روزمره‌اش در رفت‌وآمد میان خیابان‌های شبانهٔ تهران خلاصه می‌شود. او وارث نوعی مرام مردانهٔ سنتی است؛ مرامی که میان عاطفه و احتیاط، میان غیرت و ترس از درگیری با ساختارهای اداری و نظم نوینِ بوروکراتیک در نوسان است. فیلم با شب آغاز می‌شود؛ شبی که نورهای خیس و کنتراست‌های تند سیاه‌وسفید، تهران را به فضایی نوآرگونه بدل می‌کند. زنی چادری کودک را می‌گذارد، در تاریکی حل می‌شود و هاشم با نوزادی در آغوش، در برابر پرسشی بنیادین قرار می‌گیرد: مسئولیت این موجود بی‌پناه با کیست؟

در سایه سوء‌ظن و سکوت؛ «مأمور مخفی» و چهره پنهان برزیل

تاریخ انتشار:1404/12/03 – 10:39 در سایه سوء‌ظن و سکوت؛ «مأمور مخفی» و چهره پنهان برزیل سینماسینما، عدنان شاه طلایی فیلم برزیلی «مأمور مخفی» محصول ۲۰۲۵ به کارگردانیری نگه می‌دارد. او هم قربانی است و هم ابزار؛ هم ناظر خشونت است…

«ارزش عاطفی»؛ یاد گرفتن دوباره یکدیگر

یواخیم تریه، فیلمسازی که با  «بدترین آدم دنیا» به شهرت رسید، در تازه‌ترین اثر خود «ارزش عاطفی» سراغ رابطه‌ای رفته که زیر سایه‌ی گذشته‌ای حل‌نشده نفس می‌کشد. گوستاو، کارگردان کهنه‌کاری است که سال‌ها پیش خانواده‌اش را ترک کرده و حالا پس از مدت‌ها دوری، به دخترانش نورا و اگنس نزدیک می‌شود. اما این بازگشت از سرِ پدری مهربان نیست. او فیلمنامه‌ای نوشته؛ فیلمنامه‌ای  درباره‌ی زندگی خودش، و از نورا می‌خواهد در آن بازی کند. اینجا نخستین گره پیچیده‌ی فیلم شکل می‌گیرد. پدری که سال‌ها نبوده، حالا نه برای جبران، که برای کار کردن سراغ دخترش می‌آید. او فیلم را به نورا پیشنهاد می‌کند، انگار که این یک نقش سینمایی است، نه تکه‌ای از زندگی مشترکشان. نورا اما نمی‌پذیرد. این «نه» گفتن را نمی‌توان ساده گرفت. او از پدرش متنفر نیست، اما نمی‌خواهد وارد بازی‌ شود که قوانینش را او تعیین نکرده. می‌دانیم که رابطه‌ی آنها پر از خاطرات تلخ است، پر از روزهایی که پدر نبوده. نورا نه از سر لجبازی، که از سرِ نوعی هوشیاری عاطفی این پیشنهاد را رد می‌کند. او می‌داند که بازی در فیلم پدر یعنی وارد شدن به روایتی که او نوشته، یعنی پذیرفتن تعبیر او از گذشته، یعنی تبدیل شدن به ابزاری برای هنرِ مردی که هرگز برایش پدر نبوده است. پس «نه» می‌گوید و این «نه» شاید اولین «نه» محکم او در تمام این سال‌ها باشد.

«الماس‌های تراش نخورده»؛ روایتی از طمع و اضطراب در جهانی بی‌قرار

فیلم «الماس‌های تراش نخورده» ساخته برادران سفدی یکی از شاخص‌ترین فیلم‌های جنایی مدرن در دهه اخیر‌ است.  اثری پرتنش به تهیه‌‌کنندگی مارتین اسکورسیزی؛ همین نسبت، آن‌ را در امتداد سنت سینمای مافیایی قرار می‌دهد.  فیلم در فضای شهری پرهیاهو، سقوط تدریجی مردی را به تصویر می‌کشد که اسیر وسوسه‌ی بی‌پایان ریسک و ثروت است.

«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند. انتخاب سیاه‌وسفید و استفاده از لنز واید و لانگ‌شات‌های طولانی و حرکت‌های پن و تراکینگ، وحدت فضایی و زمانی را به مخاطب منتقل می‌کند و حس حضور در لحظه‌های تجربی شخصیت‌ها را ایجاد می‌کند. دوربین در تمامی پلان‌ها فراتر از ثبت اتفاقات عمل می‌کند و نقش یک ناظر دقیق و همراه شخصیت‌ها را ایفا می‌کند به گونه‌ای که مخاطب همواره با جریان زندگی و لحظات حساس همراه است و انسجام و همزمانی با رویدادها را تجربه می‌کند.

گره‌ای از نقش قالی فرهنگ ایران‌زمین

روزگاری سخت و نفس‌گیر فرا رسیده است؛ روزگاری که در آن فرهنگِ تمدنی و هنرِ ایران، با شتابی هولناک، واپسین داشته‌ها و باقی‌مانده‌ی اعتبار تاریخی خویش را از کف می‌دهد. گویی ستون‌هایی که قرن‌ها بار هویت این سرزمین را بر دوش کشیده بودند، یکی‌یکی فرومی‌ریزند و ما در میانه‌ی این فروریختن، تنها نظاره‌گریم.

«ناتوردشت» بررسی شد؛ پدیده کاتارسیس امروز در سینما کمیاب است

او درباره سختی تولید اثر نیز توضیح داد: فیلمی با لوکیشن‌های متعدد و میزانس‌های پر بازیگر به انرژی و توان بالایی نیاز دارد. من چون هنوز جوانم و توان دویدن دارم، ترجیح می‌دهم همین حالا فیلم‌هایی با لندسکیپ وسیع و هیجان‌انگیز بسازم، شاید ده سال دیگر چنین توانی نداشته باشم.

از همبستگی دیجیتال تا پرده سینما/ قدرت شبکه‌های اجتماعی در نجات و الهام

امروز دیگر شبکه‌های اجتماعی فقط بستر گفت‌وگو یا سرگرمی نیستند؛ آن‌ها به ابزاری برای همبستگی، مطالبه‌گری و حتی الهام سینمایی بدل شده‌اند. از سال گذشته تا امسال، دو ماجرای واقعی در ایران رخ داد که یکی دل ملتی را شاد کرد و دیگری پایانی غم‌انگیز را به همراه داشت که نشان داد چگونه «قدرت جمعی دیجیتال» می‌تواند هم جان نجات دهد و هم داستانی برای پرده سینما خلق کند.