خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصریراد
«خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دههای شکل میا به زبان شخصی را به یکی از مسیرهای اصلی سینمای ایران بدل کرد. بسیاری از فیلمسازان موج نو، آگاهانه یا ناآگاهانه، از نگاه شهری، ریتم درونی، میزانسنهای اندیشیده و تلفیق شاعرانگی با مستندگرایی این فیلم تأثیر پذیرفتند. این اثر نشان داد که سینمای ایران ظرفیت خلق بیانی مدرن و جهانی را دارد و همین نکته اهمیت تاریخی آن را دوچندان میکند؛ با تأمل در کیفیت و بلوغ این تجربه، این حس شکل میگیرد که اگر ابراهیم گلستان فیلمهای بلند بیشتری میساخت، مسیر تحول سینمای مؤلف در ایران میتوانست گستردهتر و عمیقتر رقم بخورد.
