یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیف‌الله در آتش

مستند «خاکستر» ساخته آرش اسحاقی، روایتی جذاب از یک پرونده واقعی است. حادثه به معنای اصیل کلمه، تکان دهنده و غریب است، فیلمساز ِ جستجوگر، می‌کوشد غبار از این رخداد بیست ساله بزداید. ما در مسیر کشف واقعیت با او همراه می شویم، هنرِ اسحاقی در این است که از همان دقایق نخست، کمی پس از نمای زیبایی از ابرها و آوای نیایش مردم، ما را با ماجرا روبرو می کند. ضربه اول را در اتاق محقر و ساده زن (همسر سیف‌الله) می‌خوریم: سیف الله در آتش سوخته است. و پس از آن، روایت نخست را می بینیم و می‌شنویم و متحیر می‌شویم. اسحاقی، خانواده سیف الله، برادر، دختران و پسرانش را معرفی می‌کند. با آنها در روایت قاتل و مقتول، درگیر می‌شویم و می‌پذیریم که دست آنها برای پیشبرد پرونده، کوتاه بوده است. اطلاعات، دقیق، و جزئیات روشن و آگاهش بخش هستند. فیلم، تعلیق دارد و دقایق به سرعت می‌گذرند، «خاکستر» یک فیلم نفسگیر است که مدام ما را با عنصری یا پدیده ای غافلگیر می‌کند، مثل نکته ای که عمو اشاره کرده و یکی از پسرها آن را رد می‌کند، اما ذهن ما را درگیر می‌کند. حالا باید قاتل را بشناسیم. شاید این روایت، منصفانه نباشد.

تاریخ انتشار:1404/11/20 – 20:12

یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیف‌الله در آتش

سینماسینما، محدثه واعظی‌پوردر سکوتی عامدانه، نسبت به آن جهل و بی خبری وجود دارد.

پایان «خاکستر» قابل پیش‌بینی نیست، بیننده که با فیلم همراه شده، در هر لحظه امیدوار است گره ماجرا باز یا بخشی از حقیقت پس از مدتها آشکار شود. فیلم، ساختار دایره‌ای دارد. دوباره به نقطه آغاز می رسیم، به نمایی زیبا از امامزاده و زنی سوگوار که همچنان امیدوار است نیرویی غیبی و فراتر از معادلات این جهانی، راز مرگ دلخراش همسرش را آشکار کند.

«خاکستر» فیلمی منسجم، پرتعلیق و تماشایی است که درک لایه‌های زیرین و معناهای پرشمارش، لذت تماشایش را دو چندان می‌کند.

 

منبع  : پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما

اشتراک‌گذاری