خوبی و خوشاخلاقی اش به یادگار ماند
وقتی صحبت از برادر شهیدش، اصغر کرمی میشود بهغیراز خوبی و خوشاخلاقی برادر چیزی به یادش نمیآید. میگوید برادرم همه کارهایش خوب بود و من را خیلی دوست داشت.
وقتی صحبت از برادر شهیدش، اصغر کرمی میشود بهغیراز خوبی و خوشاخلاقی برادر چیزی به یادش نمیآید. میگوید برادرم همه کارهایش خوب بود و من را خیلی دوست داشت.
با او که برای هماهنگی مصاحبه، تماس میگیرم، نفسنفس میزند و صحبت میکند.
در خیابان وحید، ابتدای خیابان رودکی، گنبد متمایز چندوجهی و کرمرنگ امامزاده از دور چشمنوازی میکند.
لهجه شیرین آبادانی دارد و در خانوادهای بزرگ شده که همه پسرانش در جنگ بزرگ شدهاند و اهل ایثارند و شهادت.
با مادر شهید قرار گذاشتهام تا با ایشان گفتوگویی کنم. نزدیک رسیدن به منزل شهید هستم که قرارمان به خاطر کار پزشکی مادر شهید به هم میخورد.
در خانوادهای مذهبی بزرگ شد؛ در خانهای که همه دوشنبهها در آن جلسه روضه برپا میشد.
۳۸ سال است از شهادت برادرش میگذرد و خودش نزدیک ۷۲ سال دارد. خیلی از خاطرات برادرش را فراموش کرده است …
پس از چند دقیقه که طول خیابان آيتالله خوانساری را طی میکنم، میرسم به در ورودی تکیه آقا حسین خوانساری.