مردی که با چفیه جان بخشید و جان داد
در کوچههای قدیمی محله بهرامآباد، هنوز نام مردی زمزمه میشود که از همان کودکی بار زندگی را به دوش کشید و در اوج جوانی، بالاترین افتخار را نصیب خود و محلهاش کرد.
در کوچههای قدیمی محله بهرامآباد، هنوز نام مردی زمزمه میشود که از همان کودکی بار زندگی را به دوش کشید و در اوج جوانی، بالاترین افتخار را نصیب خود و محلهاش کرد.
در دل این روایت مادرانه، عذرا حاجیان از پسرش سخن میگوید، پسری که جان و جوانیاش را در مسیر عشق و ایمان نثار کرد؛ حسین فورجانیزاده، فرزندی که از روزهای پرالتهاب انقلاب با دستان نوجوانش بر دیوارهای شهر، تصویر امام و شعار مرگ بر شاه را مینشاند و با شجاعتی کودکانه اما قلبی به وسعت آسمان، قدم در راهی میگذارد که پایانش شهادت اس
هار پسر خانواده دهقانیناژوانی، همزمان در جبهه حضور داشتند. مادری که هر لحظه انتظار پسرانش را میکشید و بالاخره دو پسر این خانواده اکبر و رضا جانباز شدند و دو پسر دیگر، عزیزالله و مهدی در عملیات محرم مفقودالاثر.
او سرتیپ دوم پاسدار، مجتبی شیروانیان؛ پدر شهید مدافع حرم است و آقا ابوالفضل، پسرش، اولینشهید مدافع حرم شهر اصفهان.
در روزگاری که آسمان این سرزمین هر صبح با صدای آژیر و هر شب با صدای انفجار بیدار میشد، جوانانی بودند که در دل آتش، بوی بهار را میجستند؛ نه از جنس افسانه که از گوشت و خون، از کوچههای همین شهر، با دلهایی پر از ایمان و نگاهی دوخته به افقهای دور.
آیین کلنگزنی و احداث پروژه ۲۸ واحدی سامان ۶، پروژه جدید عمرانی شرکت سامانگستر اصفهان با حضور مدیرعامل، عضو هیئتمدیره شرکت سامان گستر، جمعی از کارکنان شرکت، مدیران عامل شرکتهای اقماری و جمعی از مدیران و کارشناسان این مجموعه برگزار شد.
جانباز است و چند سالی میشود که ترکشی به یادگار از روزهای گذشت و ایثار، کنار کلیهاش جا خوش کرده است، ترکشی که هنوز با حرکتی سریع و فشاری به پهلویش خودی نشان میدهد و چند روز او را درگیر میکند. او حبیبالله سلطانی است؛ رزمنده روزهای مقاومت و برادر شهید رمضانعلی سلطانی.
در روزگار شور و حماسه، وقتی آسمان ایران پر از آتش و دود بود، خانههای بسیاری با عطر شهادت معطر شدند. در میان این خانهها، خانوادهای در محله طاحونه اصفهان با شش پسر و سه دختر، سهمی سنگین از دفاع مقدس بر دوش گرفت. خانواده صادقیان دو جوان دلیر و مؤمن خود، مرتضی و محمد، را تقدیم راه خدا و انقلاب اسلامی کرد.