برچسب منیره فهامی

بوسه به پای مادر؛ معبری برای شهادت

در خانه پدر شهید باز است و خانواده شهید ابوالفضل یسلیانی پذیرای همسایه‌ها و آشنایانی هستند که برای عرض تسلیت می‌آیند. پارچه سفید مقابل در خانه را کنار می‌زنیم؛ خانه‌ای ساده و دور از تجمل‌های امروزی با آدم‌هایی که در اوج اندوه و ناراحتی به گرمی از ما استقبال می‌کنند و پذیرایمان می‌شوند.

خانه‌ای که هنوز بوی وحید می‌دهد

بعضی از آدم‌ها نه با هیاهو که با سکوتشان، با ایمانشان، با صداقت و سادگی‌شان در دل‌ها ماندگار می‌شوند. کسانی که بی‌ادعا زندگی می‌کنند؛ اما با عزتی بزرگ به نام شهادت می‌روند.

مادرش راضی به شهادتش شد

بعضی‌ها آمدنشان، بودنشان، حتی رفتنشان هم بوی آرامش می‌دهد. محمدجواد از همان جنس آدم‌هایی بود که خدا در نگاهشان عشق را حک می‌کند و در دلشان شوق خدمت به خلق را می‌نشاند.

دعایی در طواف پدر که مستجاب شد

روزهای سخت و پرالتهابی بود؛ روزهای ایستادگی، دفاع و مقاومت. هر روز خبر شهادت قهرمانان این مرز و بوم به گوشمان می‌رسید؛ آن‌هایی که محکم و استوار ایستادند تا ایران بایستد.

آقاعمران بهترین مرد خدا برای من بود

در خانه‌ای کوچک، میان دیوارهایی که هنوز عطر حضور او را نفس می‌کشند، صدای آرام زینب آقاخانی، همسر شهید روایت می‌کند؛ روایت از مردی که نامش عمران بود و قلبش آسمانی‌تر از زمین؛ مردی که قرار دلش نه با وعده‌های دنیا، که با ذکر اهل‌بیت بسته شد.

سه دختر؛ یادگار همسری آسمانی

گاهی قصه عشق، در همهمه کوچه‌های ساده زندگی شکل می‌گیرد؛ نه با گل، شکلات و شام‌های مجلل، بلکه با یک غنچه کوچک که هر صبح در کفش جا می‌گیرد، با دعای نماز صبح، با نجوای حدیث کسا، با قناعت، گذشت و نگاهی که در عمقش ایمان موج می‌زند.

شهدای اقتدار در قاب افتخار

گاه آسمان، دلش که می‌گیرد، بهانه‌اش زمین است، بهانه‌اش، بغضی می‌شود که از غربت یاران آسمانی در گلوی زمین‌مانده است. و آن روز، در سالن اجتماعات گلستان‌شهدا، وقتی نسیم به احترامِ نام بلند شهیدان آهسته قدم برمی‌داشت، آسمان نیز طاقت نیاورد.

نوجوانی که دل به دریا زد

گاهی سرنوشت انسان‌هایی را به دنیا می‌آورد که حضورشان کوتاه اما اثرشان عمیق و ماندگار است. اینان فرزندان برگزیده‌ای هستند که خداوند از همان آغاز بر دوششان رسالتی بزرگ نهاده است، رسالت دفاع از ایمان، عزت و خاک میهن.