برچسب مریم قدسیه

تماشای اصفهان از دریچه یک لوبیتل تاریخ‌ساز

حدودا بیست‌ساله بوده که دوربین لوبیتلش را خریداری می‌کند؛ دوربینی با توانایی‌های قابل توجه در زمان خودش و البته قیمت مناسب برای یک دانشجو تا عکاسی را نه به عنوان یک حرفه که از سر عشق و علاقه دنبال کند؛ در سال‌هایی که به قول مرحوم کریم امامی، استاد محبوبش در دانشگاه، عکاسی یکی از گران‌قیمت‌ترین سرگرمی‌های دنیا بوده است. حالا اما حدود 55 سال بعد، وقتی هنوز آن لوبیتلِ تاریخ‌ساز در گنجینه‌اش باقی است، روبه‌رویمان نشسته و به بهانه رونمایی کتابی از عکس‌های آن سال‌ها و تجربه‌اش از دنیای عکاسی با ما سخن می‌گوید.

از پرسه‌زنی میان عکس‌های قدیم اصفهان تا خلق آختامار

شوق نوشتن که همیشه به شکل یادداشت‌هایی پراکنده با او بوده با حضور در یک کارگاه داستان رنگ و رو و تبلوری دیگر می‌یابد. این کارگاه، کارگاه داستان نویسی منیرو روانی پور بوده که یک روز به صورت تصادفی آگهی‌اش را می‌بیند… نوشتن داستان کوتاه پس از این به قدری برای هما جاسمی جدی می‌شود که به فاصله 6 سال از آن روزها نخستین مجموعه داستانش را با عنوان «آختامار» منتشر می‌کند. داستان‌های این مجموعه عموما برگزیده جوایز ادبی ایران و برخی از آن‌ها منتشر شده در بعضی مجلات هستند و در آستانه دومین چاپ هستند.

نقش «چوگان» بر قامت اصفهان

 اصفهان در آستانه نوروز 1400 و پس از خبرهای ناگوار سرقت‌های پی‌درپی از تندیس‌های شهری‌اش، میزبان مجسمه‌ای شده که نمادی از یک ورزش باستانی است و به‌عنوان میراث ناملموس ایران در یونسکو به ثبت رسیده است. حالا چند روزی می‌شود که عابران چهارباغ اصفهان در میانه بدوبدوهای آخر سال با عنصر تازه‌ای مواجه شده‌اند که برای دقایقی آن‌ها را به توقف در گذر وا‌می‌دارد.

شادی در قاب

شاید وقتی در کودکی آثار والت دیزنی را دردفترچه کوچکش کپی می‌کرد، والدینش مسیر جدی و پررنگی به‌سمت نقاشی را برایش متصور نمی‌شدند، اما علاقه به هنر و فضایی که صرفا با نقاشی می‌توانست تجربه کند، باعث شد در 50سالگی دنیای دیگری از رنگ، طرح و زیبایی بسازد و مخاطبانش را به نقشی دیدنی در ضیافت شادمانی مهمان کند. دنیای نــقـــاشـــی‌هــای شهـــریـــار صمصام، نقاش خودآموخته اصفهانی، دنیایی بداهه ساز، آزاد و رهاست. دنیایی ساده اما عمیق که آدم‌ها را به بودن در کنارهم و درک لذت زندگی دعوت می‌کند. دنیایی برای همین لحظه که در آنیم و این همان چیزی است که ما این روزها بیش از این‌ها کمش داریم.

زاون در قاب سه دوست

هفت سال از رفتنش گذشته است؛ اما عجیب که نه تصویرش از ذهن شهر پاک‌شده و نه جای خالی‌اش پر. زاون قوکاسیان متولد 7 اردیبهشت 1329 در اصفهان بود. تا زنده بود جز در هوای شهرش نفس نکشید و جز به آبادانی‌اش نیندیشید و البته که موفق هم شد نام و نشان اصفهان را پیش روی جهانی بگذارد. هر چند رفتنش به قول احمد طالبی‌نژاد چون رفتن زاینده‌رود، ریشه خیلی چیزها را در شهر خشکاند و باعث شد اصفهان به قوت و قدرت قبل در نظرها نباشد، اما برکات حضورش  آن‌قدر هست که هنوز و هر بار بخشی از آن را از تاریخ بیرون بکشی و به امید گرفتن برگی برای آینده پیش چشم بنشانی.

تلاش در روزهای سخت برای ماندن

موسسه فرهنگی رویش مهر 23 سال پیش با تلاش‌های زهرا مهریار و همسرش هوشنگ صریریان راه اندازی شد؛ وقتی که هر دو از جای خالی یک موسسه برای اهالی کتاب و دوستداران فرهنگ دراصفهان می‌گفتند. رویش مهر فعالیتش را با آموزش زبان انگلیسی آغاز کرد اما کم کم ساختار یک موسسه فرهنگی را پیدا کرده و به پاتوقی جدی برای اهالی داستان نویسی، اصفهان گردی، اصفهان شناسی و … تبدیل شد و توانست با برگزاری رویدادهای مختلف جایگاه ویژه‌ای برای خود در شهر پیدا کند.

چراغ سینما قدس روشن می‌ماند

منصورنورپور رئیس انجمن سینماداران ایران و سینما قدس اصفهان در 85 سالگی و به علت کرونا درگذشت و صبح دیروز درباغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. روایتی کوتاه از شرح عاشقی او بر سینما و داستان سینماسازی و سینماداری اش را در گفتگو با برادرش مسعود نورپور بخوانید.

شاعرِشوخِ نگاره‌ها

به آتلیهاش که پا میگذاری، انگار در یک خانه موزه دیدنی قدم گذاشتهای. در و دیوار با رنگ و نقشهای بیمثال تزیین شده است. کارها هم غالبا مثل خودش شوخ و شنگ و پر از رنگ و زندگیاند.کنار هر تابلو که بایستی، روایتی با تو میگوید و شعری ساز میکند.سیاحت در کارگاه و گالری امیرهوشنگ جزیزاده فقط به دیدن تابلوها ختم نمیشود؛ بلکه طرحهایش را میتوان بر آثار قلمزنی، میناکاری، معرق، منبت و… هم دید که تنوعشان آدم را شگفتزده میکند  و عجیب اینکه هنوز و در 88 سالگی تقریبا روزی چند ساعت کار میکند بدون خستگی و هیچ اثری از ملال!استاد جزیزاده را خیلیها به هنر و هنرمندی میشناسند.مینیاتوریست و طراح برجسته فرش اصفهان که بیش از پنج دهه سابقه کار هنری دارد و نامش با نام هنر ایران به نیکی عجین است. هرچند که گفتوگوهای مختلفی با استاد جزیزاده تاکنون انجام شده است ولی گپ و گفت با او همچنان خالی از لطف نیست.