عکسهای دستهجمعی معرکهاند
عکسهای دستهجمعی معرکهاند. این را وقتی روابط عمومی آموزشوپرورش بودم و همه خدمتگزارهای مدارس را توی یک قاب جا دادم، کشف کردم …
عکسهای دستهجمعی معرکهاند. این را وقتی روابط عمومی آموزشوپرورش بودم و همه خدمتگزارهای مدارس را توی یک قاب جا دادم، کشف کردم …
این یک «دانشآموزنویسی» است، نه «مدیرنویسی». همیشه از دِل گپوگفت با دانشآموزی، روایتی جوانه میزند و میشود «مدیرنویسی». اینبار قلم خود دانشآموز جوانه زده، خودش آبیاریاش کرده و به ثمر نشسته است؛ میوهاش را منِ مدیر هم چشیدهام. بگذریم از مقدمه.
سلام آقای فارادی. رسم است اول نامه احوالپرسی میکنند؛ ولی هیچوقت کسی به آدم مرده نامه ننوشته که بدانم بعدِ سلام چه باید گفت.
سلام پسر. امیدوارم دیشب را خوب خوابیده باشی. خدا کند از اینکه پسر صدایت میکنم و نامه را بهاسم خودت ننوشتهام از من دلخور نشوی. این نامه فقط برای تو نیست.
سلام. چرا «فرشته»؟ برداشت ذهنی اول از اسم تو یعنی زیبا، نیک و پسندیده؛ همه چیزهای خوب از اسمت تداعی میشود؛ اما معنی لغوی اسمت یعنی سفیر؛ یعنی فرستاده. یعنی تو فرشته مرگ، سفیر چه هستی؟ فرستادهای از خداوند بزرگ بهسوی انسان کوچک که چه بگویی؟ بگویی کار تمام است؟
میبینی نامرد! همین عنوان نامه را که تایپ کردم، وقتم را کِش رفتی. برای تو مینویسم ها؛ ولی تو نامردی میکنی. پیش از سلام، اجازه ندادی سلام کنم؛ حالا سلام. به همین راحتی کار خودت را انجام میدهی و ما را به هیچ هم حساب نمیکنی! انگار نه انگار کسی روی این دنیا نفسی هم میکشد.
سلام رفیق. صدایت میزنم «رفیق»، چون خودت در جوشن کبیر اینگونه به ما معرفی شدهای. بله! درست است؛ شما هزار اسم دارید، ولی این بندهی کمترین، با رفیق بیشتر حال میکند.
سلام به سازمان جهانی بهداشت. این نامه به ساختمان شما پست میشود. ولی میخواهم به دست آن بابایی برسد که روزهای جهانی را مصوب میکند که برود توی تقویم. این نامه یادآوری این قضیه است که نامگذاری ۱۰ خرداد همان ۳۱ می به عنوان «روز جهانی بدون دخانیات»، تأثیر چندانی بر هدفی که مشخص کردهاید، ندارد.