برچسب لیلا مقیمی

دورکاری و نسخه الکترونیکی به صرفه‌تر است

کرونا کسب‌وکار مطبوعات را نیز از سکه انداخت و آنها را بیشتر از هر زمان دیگری در تنگنا قرار داد. بحران اقتصادی و عدم انتشار مطبوعات در فروردین، باعث شد تا بسیاری از مدیران مسئول برای حل مشکلات خود اقدام به تعدیل نیرو کنند؛ اقدامی که البته چندان مؤثر واقع نشد و آنها نتوانستند از […]

آزمون دستیاری دندانپزشکی با رضایت شوهر!

مثل آتش زیر خاکستر؛ چهار سال بعد از مخالفت و ضبط گذرنامه «نیلوفر اردلان»، بازیکن فوتسال از سوی همسرش به‌منظور جلوگیری از خروج وی از کشور و شرکت در جام ملت‌های آسیا سال ۲۰۱۵، دوباره نیاز به اجازه مرد به زن جنجال به پا کرد؛ این بار نه برای خروج از کشور که برای آزمون […]

ظهور و حضور شاخ های اینستاگرام

«معتادها کرونا نمی‌گیرن»؛ گفتن تنها این جمله از سوی یک فرد معتاد، کافی بود تا او را تبدیل به یک «شاخ اینستاگرامی» کند و با راه‌انداختن پیج و جذب 100 کا فالوئر و پذیرش آگهی و تبلیغات به درآمدزایی بپردازد. آنطور که رسانه‌ها گزارش داده‌اند، در اینستاگرام همچنین چندین پیج فیک به نام این فرد […]

قوی بودن لازمه شغل پرستاری است

شاید در طول 14 سالی که از سابقه کاری‌اش در بیمارستان می‌گذرد، این اولین بار است که با پدیده‌ای همچون کرونا مواجه می‌شود؛ بیماری منحوسی که سوغاتی نامبارکی است از آن‌طرف دیوار سرزمین اژدها و افسانه. سرپرستار اعظم علایی 39 ساله که نزدیک به چهارماه است به‌اتفاق دیگر کادر درمانی در خط مقدم درمان قرار […]

مدلینگ زخم ها

عکس‌ها خاموش‌اند و آوا ندارند؛ وگرنه می‌شد از لابه‌لای تک‌تک آنها صدای ضجه و فریادهای خفه شده، رنج‌ها و مصیبت‌های ناتمام و غم و اندوه سال‌های متمادی را شنید. عکس‌ها یادآور اتفاقی تلخ و شوم هستند و تک‌تکشان خشونت علیه زنان را روایت می‌کنند؛ خشونتی به نام اسیدپاشی که در سال‌های اخیر قربانیان زیادی گرفته […]

آوارگی معلولان آسایشگاه

یک ماه مانده به عید از آسایشگاه تماس گرفتند و به خواهر مهتاب گفتند خواهرشان نیاز به درمان دارد. ریه‌های مهتاب چهل‌وشش‌ساله، معلول جسمی‌ و حرکتی عفونت کرده بود. این اولین‌بار نبود؛ در تمام ده‌سالی که مهتاب در آسایشگاه خیریه‌ای زیر نظر بهزیستی زندگی می‌کند، بارها ریه‌هایش عفونت کرده و برای درمان به مرخصی رفته […]

پریشانی «روان» در بیمارستان

بخش روان‌پزشکی کودک و نوجوان بیمارستان «الزهرا» از اسفند سال گذشته تاکنون تعطیل‌شده است و بیمار نمی‌پذیرد. اسفندماه گذشته بود که بخش‌های مختلفی از بیمارستان‌ها به دلیل شیوع ویروس کرونا تعطیل و بیماران آن نیز به سبب بحرانی بودن وضعیت، مرخص و راهی خانه شدند. در اواخر فروردین‌ماه و بعد از بهبود نسبی بیماری کووید 19، بخش‌های بستری بیمارستان‌ها یکی‌یکی و بنا بر اولویت، فعالیت خود را دوباره از سر گرفتند و اقدام به پذیرش و بستری بیمار کردند؛ این در حالی است که بخش روان‌پزشکی کودک و نوجوان بیمارستان «الزهرا»، تنها مرکز بستری کودکان و نوجوان در اصفهان (و البته از استان‌های دیگر مثل چهارمحال و بختیاری و یزد) که از اختلالات روانی رنج می‌برند، همچنان تعطیل است و غیرفعال بودن آن، بیماران و خانواده‌های زیادی را سرگردان کرده است.

مردان بدون سایه

پشت آن دیوارهای بلند و نفوذناپذیر، آن طرف در آهنی و دراز و طویل، توی بندهای چند متری و کبره بسته که سهم هر کدام از ساکنانش تنها یک تختخواب فرسوده و زهواردررفته است و در و دیوارش پُر است از یادگاریها و ردپاهایی از زندانیان قدیمی؛ همانها که بخت با آنها یار بوده و از زندان رهایی یافتند تا تولدی دوباره را رقم بزنند و زندگی نویی را شروع کنند یا آنها که دنیا چندان به کامشان نبود و سرنوشت برایشان «زیر تیغ» بودن را نوشته، آدمهایی پشت میلههای سیاه و چرکین محصور شدهاند که همه از آنها واهمه دارند و فرار میکنند؛ مجرمانی که خواسته یا ناخواسته اقدام به قتل کردهاند و «همین قاتل» بودنشان مو بر تن آدم سیخ میکند و از آنها چهرهای سنگدل و بیرحم یا حتی جانی میسازد که کسی چشم دیدنشان را ندارد؛ آدمهایی مثل منصور، بهرام و مسعود و… هزاران قاتل دیگر که وقتی از داستان زندگیشان حرف میزنند، رگ «غیرت»شان بالا میزند و متورم میشود. همانها که سالهاست «آن تو» روزگار میگذرانند و به ظن خود برای دفاع و حفظ «ناموس» به آدمکشی تن دادهاند؛ همسر، دختر، خواهر، همسایه، دوست، غریبه و آشنا. فرقی نمیکند؛ هر که واژه «ناموس» را نشانه گرفته و بـاعثوبانی «بیآبرویی» باشد و مردِ داستان را «بیغیرت» جلوه دهد، سزاوار مرگ است.