برچسب عملیات والفجر

فرمانده بعثی به روی  نیرو‌های خودش آتش گشود!

حوالی ظهر تعداد زیادی قوای عراقی با فرار از مواضع خود قصد پیوستن به نیرو‌های ایرانی را داشتند که از پشت هدف گلوله‌های تیربار فرمانده‌شان قرارگرفتند و عده‌ای از آن‌ها کشته شدند. فقط ۱۰ نفر توانستند خود را به مواضع لشکر ۵ نصر برسانند و تسلیم شوند

صحبت‌های حاج همت روحیه خسته بچه‌ها را تازه کرد

همت خطاب به بسیجی‌های حبیب و مسلم گفت: برادر‌ها از قراری که به من گفته‌اند، گویا عده‌ای از شما قصد دارند تسویه بگیرند و به تهران برگردند. شما بیش از پنج ماه است که انتظار رسیدن چنین روز‌هایی را می‌کشید. برادر‌های رزمنده از قدیم گفته‌اند کار را که کرد، آنکه تمام کرد. شما مردان مرد لشکرمحمد رسول‌الله (ص) باید کار ناتمام خودتان را در این عملیات تمام کنید و به این دشمن زخم‌خورده، امان ندهید...

رجوع به قرآن یادمان انداخت که محمدرضا را جا گذاشته‌ایم!

وقتی به محل درگیری با گروه عراقی برگشتیم، دیدم یک نفر کمی دورتر از جنازه عراقی‌ها، روی زمین افتاده است. جلوتر رفتیم و دیدم محمدرضا مجروح افتاده. ایشان در عملیات ثامن‌الائمه (ع) به شدت مجروح شده بود و جراحاتش در والفجر مقدماتی مزید بر علت شده بود. او را برداشتیم و روی صندلی فرماندهی نفربر خواباندیم

تله انفجاری سر به هوا!

یک شب مشغول عبور از یک میدان مین بودیم که ناگهان پای یکی از بچه‌ها روی تله رفت. چیزی به روشنایی هوا نمانده بود و باید سریع او را خلاص می‌کردیم، اما تله مورد نظر خیلی عجیب بود. رشته سیمی باریک بود که یک سرش به زمین فرو رفته و سر دیگرش به مچ پای آن برادر پیچیده بود...

راهپیمایی ۲۲ بهمن را در فاو برگزار کردیم

در آخرین پاتکی که عراقی‌ها در فاو انجام دادند تصورشان این بود که می‌توانند شهر را پس بگیرند. گارد ریاست جمهوری عراق، سپاه سوم و هفتم که نیرو‌های قدر ارتش عراق بودند را آوردند تا فاو را از ما پس بگیرند، اما مقاومت رزمندگان و از خود گذشتگی بچه‌ها مانع شد. با شکست لشکر گارد، بعثی‌ها شکست در فاو را پذیرفتند

روز‌هایی که رزمندگان فرشته نجات مردم حلبچه شدند

یکی از نکات بارز عملیات والفجر ۱۰، حملات دشمن به مردم خودش در استان سلیمانیه بود. از آنجا که بعثی‌ها نسبت به کرد‌های عراق به چشم کسانی نگاه می‌کردند که با ایران همکاری دارند، لذا در حالی که هنوز هیچ نیروی ایرانی وارد شهر حلبچه نشده بود، به شکل وحشیانه‌ای این شهر و روستا‌های اطرافش را بمباران شیمیایی کردند

پر پر شدن همرزمانم را در کانال‌های فکه به چشم دیدم

برای آموزش با موشک واقعی مالیوتکا نیاز به امریه شهید صیاد شیرازی داشتیم. از شهید همت‌نامه گرفتیم و پیش صیاد‌شیرازی رفتیم. ایشان گفت هر کدام از موشک‌ها ۹۰ هزار تومان قیمتش است. گفتم شما می‌گویید ارتشی و سپاه یک لشکر الهی. پس ما هر دو یکی هستیم. ایشان لبخندی زد و زیر امریه آموزش ما را امضا زد

از شناسایی در والفجر۲ تا حضور در جنگ ۳۳ روزه

فرماندهی اطلاعات سپاه لبنان باعث شد تا شهید اسدی در جنگ ۳۳ روزه حضور چشمگیری داشته باشد و در این مقطع حساس، با رژیم صهیونیستی به جهاد بپردازد. اما پیش از آنکه حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۰۶ با اسرائیل بجنگد و آنها را شکست بدهد، نیاز به مقدماتی بود که این مقدمات با حضور افرادی، چون سردار محمد صالح اسدی حاصل شد