پر پر شدن همرزمانم را در کانال‌های فکه به چشم دیدم

برای آموزش با موشک واقعی مالیوتکا نیاز به امریه شهید صیاد شیرازی داشتیم. از شهید همت‌نامه گرفتیم و پیش صیاد‌شیرازی رفتیم. ایشان گفت هر کدام از موشک‌ها ۹۰ هزار تومان قیمتش است. گفتم شما می‌گویید ارتشی و سپاه یک لشکر الهی. پس ما هر دو یکی هستیم. ایشان لبخندی زد و زیر امریه آموزش ما را امضا زد

برای آموزش با موشک واقعی مالیوتکا نیاز به امریه شهید صیاد شیرازی داشتیم. از شهید همت‌نامه گرفتیم و پیش صیاد‌شیرازی رفتیم. ایشان گفت هر کدام از موشک‌ها ۹۰ هزار تومان قیمتش است. گفتم شما می‌گویید ارتشی و سپاه یک لشکر الهی. پس ما هر دو یکی هستیم. ایشان لبخندی زد و زیر امریه آموزش ما را امضا زد

جوان آنلاین: عملیات والفجر یک در ۲۱ فروردین ۱۳۶۲ در محور جبل فوقی در منطقه عین خوش شهرستان دهلران آغاز شد و تا ۲۸ فروردین ادامه داشت. هدف اصلی عملیات تصرف شهر العماره عراق بود. لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص) یکی از لشکر‌های حاضر در این عملیات بود که با یگان ضد زره ذوالفقار خود، نقش ارزنده‌ای در این عملیات و همچنین دیگر عملیات آفندی دفاع مقدس ایفا کرد. شهیدعلیرضا ناهیدی، مؤسس واحد ضد زره تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله، به همراه نیروهایش در این واحد، در عملیات‌های مختلف نقش بسزایی ایفا کردند. در چند مصاحبه و گفت‌و‌گویی که با رزمندگان واحد ضد زره لشکر ۲۷‌محمد‌رسول‌الله انجام دادیم، مروری به خاطرات آنها در عملیات مختلف داشتیم. این بار به سراغ جانباز محمود حیدر رفتیم تا خاطراتش را از حضور در جبهه‌های نبرد و همین‌طور شرکت در عملیاتی، چون والفجریک و خیبر جویا شویم. 

گویا از سنین نوجوانی فعالیت‌های انقلابی را شروع کرده بودید. خانواده‌تان چطور جوی داشت؟

ما اصالتاً هل نائین هستیم. اما از کودکی در محله خاوران تهران بزرگ شدیم. قبل از انقلاب برادرم کاسب بود و با مرحوم حاج سعید امانی و اخوان عبدخدایی‌ها (از مبارزان فدائیان اسلام) در ارتباط بودند. اولین بار برادرم اعلامیه حضرت امام را آورد. از آن موقع در اولین راهپیمایی قیطریه که شهید مفتح هم در آن حضور داشت، کنار برادرم بودم. در سخنرانی و تظاهرات‌ها بودیم. معلم دبیرستان‌مان اعلامیه امام را به ما می‌رساند. دبیرستان ما روبه‌روی پارک بعثت که مجسمه شاه در آن بود قرار داشت. یکبار با بچه‌ها مجسمه را انداختیم و ماشین گارد آمد و سرنشینانش به سمت ما تیراندازی کردند. همین‌طور در برخی از وقایع انقلاب، نظیر ۱۳ آبان که روز دانش‌آموز بود، جلوی دانشگاه تهران حضور داشتیم. از همان زمان در خط انقلاب بودیم تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب و شروع دفاع مقدس، سه برادرم داوطلبانه به جبهه رفتند. شغل‌شان کاسب و کارمند بود. برادر خانمم که ارتشی بود، کل جنگ را در جبهه بود. بالطبع من هم به دنباله روی از آنها، به جبهه رفتم و افتخار دارم که چندین ماه سابقه حضور در مناطق عملیاتی دفاع مقدس را دارم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *