قلب زمین مال ماست
عملیات والفجر مقدماتی بعد از عملیات رمضان برای اجرا در منطقه فکهجنوبی و به قصد تصرف شهر العماره و محاصره شهر بصره طرحریزی شد
عملیات والفجر مقدماتی بعد از عملیات رمضان برای اجرا در منطقه فکهجنوبی و به قصد تصرف شهر العماره و محاصره شهر بصره طرحریزی شد
اوایل سال ۷۲ بود و گرمای فکه. در منطقه عملیاتی والفجر مقدماتی بین کانال اول و دوم مشغول کار بودیم. چند روزی میشد که شهید پیدا نکرده بودیم
«زمینهای مسلح» چهارمین مجلد از مجموعه حماسه ۲۷؛ کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷ محمدرسولالله (ص) به قلم گلعلی بابایی است
ناگهان یک کامیون پر از نیروهای عراقی از کنار گردان عبور میکند. گویا راننده کامیون، بچههای ما را میبیند که کنار جاده روی زمین دراز کشیدهاند. سریع گازش را میگیرد و میرود. برادر سلگی فرمانده گردان ۱۵۲ متوجه میشود که دشمن آنها را دیده است. سریع این موضوع را به شهید همدانی گزارش میدهد
بچههایی که آن روز شاهد نماز شرعپسند بودند میگفتند که ایشان در قنوت نماز دو بار آیات آخر سوره فجر را میخواند و بعد راهی میشود. معنی آیات این است: «تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت بازگرد... و در بهشتم وارد شو!» گویی به آقامهدی وحی شده بود که اینبار به شهادت خواهد رسید
گفتم کوچولو بیا جلو. حالا دیگر آب زیاد داریم. بگیر و بخور! دیدم چند قدمی به جلو آمد و ناگهان ایستاد. نگاهش که به دیگر برادران افتاد، رو به من گفت برادر فعلاً نمیخواهم! هر وقت تشنه شدم به من آب بده. الآن آب را به دیگر برادران تشنه بده!
حسین رفت و ۴۰ سال مفقودالاثر شد. دوستانش میگفتند نمیتوانیم با مادر حسین رو در رو شویم و بگوییم پسرتان را در منطقه جا گذاشتهایم! گویا او و همرزمانش در محاصره قرار میگیرند و بعد از شهادت پیکرشان در منطقه جا میماند. خبر شهادتش را که شنیدم خدا را شکر کردم. به پسرم قول داده بودم به سفارشش عمل کنم و در شهادتش گریه نکنم. هر زمان که دلتنگش میشدم، برای امام حسین (ع) گریه میکردم
پس از ۴۱ سال انتظار مادر شهید سید محسن غریبیان برای زیارت مزار مطهر فرزندش وارد همدان شد