برچسب عملیات والفجر

فهمیدم چشم راستم تخلیه شده است/گفتم فلانی مرا ببر گفت اجازه ندارم!

منافذ بینی‌ام بسته شده بودند. با این‌حال کاملا هشیار بودم. انگشتم را گذاشتم روی پره بینی چپم تا هوا را از منفذ سمت راست بینی خارج کنم و بتوانم نفس بکشم. دیدم هوا از منفذ سمت چپ بینی‌ام خارج نمی‌شود. در عوض هوا از توی چشم راستم با صدای خُرخُر خارج می‌شود.

گروه فداییان اسلام چرا جمع شد؟/چمران گفت سید اول من شهید می‌شوم بعد تو!

قول و قرارش را گذاشتند. بعد چمران به سیدمجتبی گفت «ولی سید! در این‌جنگ، اول من شهید می‌شوم بعد تو!» یک‌نصفه‌روز با گروه ما بود و بعد به سید گفت «کارهایی که شما کردید شاهکاره!» خلاقیت‌هایی به وجود آورده بودیم. توی زمین کانال کنده بودیم تا زیر پای دشمن.