ناگهان یک کامیون پر از نیروهای عراقی از کنار گردان عبور میکند. گویا راننده کامیون، بچههای ما را میبیند که کنار جاده روی زمین دراز کشیدهاند. سریع گازش را میگیرد و میرود. برادر سلگی فرمانده گردان ۱۵۲ متوجه میشود که دشمن آنها را دیده است. سریع این موضوع را به شهید همدانی گزارش میدهد
گردانی که راهش را گم کرده بود باعث پیروزی عملیات شد!
ناگهان یک کامیون پر از نیروهای عراقی از کنار گردان عبور میکند. گویا راننده کامیون، بچههای ما را میبیند که کنار جاده روی زمین دراز کشیدهاند. سریع گازش را میگیرد و میرود. برادر سلگی فرمانده گردان ۱۵۲ متوجه میشود که دشمن آنها را دیده است. سریع این موضوع را به شهید همدانی گزارش میدهد
