آقای شهید ایران کربلایی میشود
زیارت کربلا حسرت آقای شهید ما بود؛ آقایی که همچون مولایش علی (ع) در ماه رمضان و همچون جدش حسین (ع) تشنه لب به شهادت رسید
زیارت کربلا حسرت آقای شهید ما بود؛ آقایی که همچون مولایش علی (ع) در ماه رمضان و همچون جدش حسین (ع) تشنه لب به شهادت رسید
وقتی مادرم هر روز ملافه امیر را عوض میکرد شاهد ریزش موهای امیر بود. مادرم هر روز موهای ریخته شده پسرش را میشمرد. لحظه به لحظه جلوی چشمش از بین رفتن فرزندش را میدید که چطور مانند شمع، آب میشود. ولی کاری نمیشد کرد. عاقبت داداش امیر ۳۰ شهریور ۱۳۶۳ به شهادت رسید
برادرم خیلی وقتها به مادرم میگفت: «صدایم نکنید غلامحسن! کاش اسمم غلامحسین بود و در راه امام حسین (ع) شهید میشدم.» برای ما ثابت شد حتی بعد از شهادتش دوست دارد اسمش غلامحسین باشد، چراکه اشتباهی روی سنگ مزارش نام شهید را غلامحسین حک کردهاند
میتوانم بگویم همان نقشی را که مرحوم ابوترابی در اردوگاههای ارتش بعث عراق داشت، شهید بلوری در زندان آلواتان برعهده داشت. البته حاج عباس شیوه خودش را داشت. او هیچ گاه مقابل دشمن سر خم نکرد. بارها به شکل علنی و در حیاط زندان، علیه ضد انقلاب و قاسملو که دبیرکل حزب دموکرات کردستان بود، شعار میداد
علی افضلی، پدر شهید امیرحسین افضلی میگوید: امیرحسین شش سال بیشتر نداشت. شاید سخت بشود از او روایت کرد. بچه خوب، حرف گوشکن و بسیار با معرفتی بود. هم من و هم مادرش از او راضی بودیم. خیلی هوای برادر کوچکتر از خودش را داشت، قرار بود که امسال به کلاس اول برود
همسر شهید نوری: من اهل اهواز هستم. پدر من برای مأموریت به اهواز رفته و من در آنجا به دنیا آمدم. شهید نوری اهل مازندران بود. او در مدت خدمت با برادر من آشنا شد. از همین طریق خانوادههایمان با هم آشنا شدند. ثمره آن، ازدواج ما و ایجاد تغییر و تحول علمی و انقلابی برایمان بود
مجید مجیدی کارگردان سینما در پی حمله متجاوزانه آمریکا و اسراییل به ایران متنی را منتشر کرد.