
به گزارش مجله خبری نگار، پشت آن چراغ قرمز طولانی و نفسگیر میدان قدس تجریش، در چشم بر هم زدنی همه چیز به هوا میرود؛ از آسفالت سخت و داغ کف خیابان گرفته تا ماشینهای آهنی و گوشت و پوست آدمهای سواره و پیاده. فیلم حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به میدان قدس که منتشر میشود، مهدی آزاده این فیلم را جور دیگری میبیند. انگشت میگذارد روی تصویر۲۰۶ آبیرنگ؛ آن روز صالح بایرامی، رفیق چندین سالهاش، سوار بر همان ۲۰۶پشت همان چراغ قرمز لعنتی مانده بود. مهدی آزاده از روزی میگوید که شهید بایرامی از یک جلسه کاری مهم که کلی برایش وقت گذاشته بود، بازمیگشته است: «صالح آن روز با یکی از دوستان مشترکمان در میدان تجریش قرار داشت. یک ربع قبل از حادثه قرار و مدارشان را میگذارند، ولی برخلاف همیشه این بار صالح به محل قرار نمیرسد. تماس پشت تماس. شب که میشود، مردی گوشی صالح را جواب میدهد و میگوید: وسایلش اینجاست. مجروحان و شهدا را به بیمارستان شهدای تجریش بردهاند. بروید آنجا.»
