برچسب شهید

مادرم ۳ شبانه‌روز روضه‌خوان فرزند شهیدش بود

وقتی مادرم از زبان دایی از شهادت پسرش خبردار می‌شود خیلی محکم می‌گوید شیرزاد فدایی سیدالشهدا (ع) و امانت خدا بود. من راضی هستم به رضای خدا. فقط مرا ببر تا پیکر شیرزاد را ببینم. وقتی مادرم را به سردخانه برای دیدن پیکر شیرزاد می‌برند با سلام به سیدالشهدا (ع) و دیگر شهدای دفاع مقدس وارد سردخانه می‌شود و پیکر برادرم را می‌بیند. وقتی از سردخانه به منزل برمی‌گردد سه روز و سه شب برای شیرزاد روضه خوانی و مداحی می‌کند

از چایخانه و دفترچه مرموز تا ملکوت

عشق مهدی به امام رئوف چنان عمیق بود که هر دو‌ماه همراه با پدرش محسن شعبانی راهی مشهد می‌شد. آنها هر دو در چایخانه حرم امام رضا (ع) شیفت داشتند و به زائران خدمت می‌کردند. مهدی وظیفه...

سیدحسن خمینی: کاسه داغ‌تر از آش نباشیم/ به تصمیم و درایت تصمیم‌گیران کشور اعتماد کنیم

سید حسن خمینی گفت: کاسه داغ‌تر از آش نباشیم؛ چرا که همه کسانی که امروز تصمیم گیران کشور هستند یا عضو خانواده شهید هستند یا عمری را در این صحنه‌ها گذرانده‌اند یا از فرماندهان جنگ بوده‌اند و در طول این ایام نیز یک روز راحت نگذرانده‌اند.

صیادی که بهترین صیدش شهادت بود

رضا با بچه‌های کوچه و امام جماعت مسجد «آبروان» اردبیل تیمی را تشکیل داده بودند و فوتبال بازی می‌کردند. از همین مسجد و تیم فوتبال، بچه‌های انقلابی زیادی بار آمدند و به جبهه‌ها رفتند. یک نکته جالب در زندگی برادرم علاقه‌اش به ماهیگیری بود که همیشه پنج‌شنبه و جمعه‌ها به دریاچه نئور اردبیل می‌رفت و ماهیگیری می‌کرد

احمد تا لحظه آخر از سنگر فاو دفاع کرد

یکی از همرزمان برادرم می‌گفت من دیدم احمد زخمی شده و جراحتش در حدی بود که نمی‌شد او را به عقب بیاوریم. طوری هم نبود که زنده بماند یا اسیر شود. بعثی‌ها بعد از پس گرفتن فاو، روی پیکر شهدا خاک ریختند. هر کسی به هر شکلی که شهید شده بود، همانطور زیر خاک دفن شد