برچسب سیره علما

دیدنش آنقدر خوب بود که انگار خواب بود!

زُل زده‌ام به چهره نورانی آقا. با خود می‌گویم: تا اینجا نشسته‌ای، باید چشم‌هایت را پر کنی از دیدن چهره ایشان. الان که وقت افطار خوردن نیست؛ وقت ذوق‌مرگ شدن است؛ وقتِ به محبوب خیره شدن است؛ وقت پلک نزدن است! به گاه رو به رو شدن، من که دستپاچه شده‌ام، دست راست آقا را در حالی‌که جهت دعا بالا آمده بود، بوسیدم. نسخه‌ای از شعرم برای مسلمانان میانمار را تقدیم‌شان می‌کنم و با صدایی که به شدت لرزان است، التماس دعا می‌گویم

شهادت هادیان امت در جنگ‌هاهم‌سابقه با نظام اسلامی است

شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «در سال ۱۳۵۹ که به مناطقِ جنگی می‌رفتم، هفته‌ای یک بار برای اقامه نماز جمعه می‌آمدم و در آغاز، خدمت امام می‌رفتم. وقتی سوارِ هواپیما می‌شدم که به تهران بیایم، قبا می‌پوشیدم و عمامه به سرم می‌گذاشتم و این لباس هم آن زیر می‌ماند! یعنی لباسی نداشتم که عوض کنم و همانطور، خدمت امام می‌رفتم. ایشان وقتی چشم‌شان به این لباس نظامی افتاد، گفتند: این مایه افتخار است که یک روحانی لباس رزم به تنش می‌کند...»

گوشه‌گیری پدر را خوش نمی‌داشتم لذا عکس آن را فراگرفتم

برآمدن از خانواده‌ای زاهد و کم‌برخوردار، رهبر شهید را از آغاز حیات با این پدیده سازگار ساخت. این امر موجب شد که آن بزرگ هنگام دسترسی به مظاهر دنیوی به راحتی بتواند نسبت بدان بی‌اعتنایی پیشه سازد. از سوی دیگر رشد یافتن در کنار پدر و مادری فاضل، بسا معارف دینی و ادبی را نیز به وی انتقال داد، به نحوی که می‌توان ادعا کرد ریشه کمال علمی او در همان دوره پدید آمد و به مرور زمان پرتوان شد

در دوره‌ای معمم شدم که تمسخر عمامه عادی بود!

شهید آیت‌الله خامنه‌ای: «در کودکی وقتی کلاس دوم ابتدایی بودم، عمامه گذاشتم. علت این عمامه‌گذاری زودهنگام آن بود که در آن دوران، مردم عادت به پوشاندن سر داشتند. طبیعتاً پدر حاضر نبود ما کلاه پهلوی به سر بگذاریم؛ بنابراین چاره‌ای جز عمامه نبود. عمامه ما را مادر می‌بست. تحتالنک - دنباله پارچه عمامه - را هم که معمولاً در سمت چپ می‌گذارند، ایشان در سمت راست می‌گذاشت...»

ساعت‌های متمادی می‌ایستادم و به اشعار عرب زبانان دل می‌سپردم

بی‌تردید بخش مهم از گشودگی افق دید رهبر شهید و احاطه او به ساحت‌های گوناگون معارف، به تسلط کم بدیل وی به ادبیات نغز عربی بازمی‌گشت. وی از دوره نوجوانی و تاپایان حیات پرماجرای خویش، هماره پی جوی این زبان و هر آنچه بود که در قلمرو ادبیات آن تولید می‌شود. این امر موجب شده بود که ارتباط آن بزرگ با سیاسیون عرب نیز به نیکی تسهیل شود و تبادل اندیشه و راهکار با آنان آسان صورت گیرد

هر چه کتاب نوشته‌ام نصفش مال این خانم

در گزارش‌های منتشر شده از زندگی علامه طباطبایی (ره) آمده است که ایشان در صدا کردن همسرشان احترام خاصی را حفظ می‌کردند و حتی تا آخرین روز زندگی با همسرشان او را با الفاظ سبک خطاب نکرده و همیشه لفظ «خانم» را همراه با نام ایشان به کار می‌بردند