برچسب روانشناسی

تمرین‌هایی برایِ شادی

به باورِ تیچ نات‌هان، واکنش‌هایِ رایج به رنج (فرار از آن، سرکوبِ آن، و سرگرم‌سازیِ خود به قصدِ فراموشیِ آن) غیرعاقلانه هستند. نادیده‌گرفتنِ رنج‌ها با روی‌آوردن به مصرف‌گرایی یا پرت‌کردنِ حواس‌مان از آنها، فقط موجبِ رنجِ بیشتری برایِ ما می‌شود. اینکه مدام سرمان را در گوشیِ تلفنِ هوشمندمان فرو ببریم، پرخوری کنیم، جلویِ تلویزیون بنشینیم و کانال‌گردی کنیم و... حالِ ما را بهتر نمی‌کند. ما به تمرینِ معنوی نیاز داریم تا قدرتِ مواجهه با رنج‌ها را به دست بیاوریم نه اینکه آنها را کتمان و لاپوشانی کنیم.

توانایی شگفت انگیز انسان برای خودفریبی / ۸ شگرد هوشمندانه ذهن برای توجیه بی‌اخلاقی / بزرگ ترین تهدید نه نبود وجدان که توانایی توجیه کارهای غلط است

گروه اندیشه: در کانال علوم انسانی مطلبی نوشته شده در باره افرادی که خود و وجدانشان را فریب می دهند. این مطلب با تکیه بر نظریه «گسست اخلاقی» آلبرت بندورا*، نحوه دور زدن وجدان توسط انسان‌های معمولی را واکاوی می‌کند. ذهن انسان برای حفظ عزت‌نفس، از طریق هشت سازوکار شناختی نظیر توجیه اخلاقی، واژه‌های ملایم، انتقال مسئولیت و سرزنش قربانی، رفتارهای نادرست را موجه جلوه می‌دهد. یافته‌های اخیر نشان می‌دهند بزرگ‌ترین تهدید برای اخلاق، نبودِ وجدان نیست؛ بلکه توانایی شگفت‌انگیز انسان در خودفریبی و توجیه اعمال غیراخلاقی است تا پیش از دیگران، ابتدا خودش را متقاعد و تبرئه سازد. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

در ستایشِ توجه

خودشیفتگی، عُجب و کبر، مانع از این می‌شوند که ما از خود بیرون آییم، در حالی که عشق ما را از خودگزینی به دیگرگزینی سوق می‌دهد. وقتی عشق و شفقتِ ما، نه فقط معطوف به برخی از انسان‌ها، بلکه معطوف به همه‌یِ انسان‌ها شود، درد و رنجِ دیگران را نیز درد و رنجِ خود می‌دانیم، و خواهانِ نیکی برایِ همه خواهیم بود، چنان‌که سیمون وِی این‌گونه زیست.

دعوت دیگران در تعهد به هنجارهای اجتماعی

عدم‌تقارن در شروط، هنجارهای ابراز، و ارزش‌مندی آن‌ها برای روابط انسانی نامتقارن‌اند. شروطی که بر حسب آن‌ها قدردانی و رنجش مناسب‌اند، متقارن نیستند: برای استحقاق قدردانی، تبحر اولیه فاعل در ساحت مدنظر کافی است اما برای استحقاق رنجش، قابلیت جامع او نیاز است.

گذار از وضعیت‌های آسیب‌ناک به وضعیت‌های جهان‌شمول

کار مهم آگدن در این‌جا افزودن بُعدی جدید به این چارچوب کلاینی است که از سطحی ابتدایی‌تر و بدوی‌تر از تجربه در مواضع فوق خبر می‌دهد، سطحی که غالباً با دریافت‌های حسی بی‌واسطه، مجاورت‌های حسی و خصوصاً اثرات نیرومند لامسه در شکل‌دادن به بستر تجربه‌های اولیه مشخص می‌شود و آگدن آن را «موضع اوتیستیک-مجاور» می‌نامد.

کریستف کلمب عالم درون

روان قلمروی ناشناخته‌ای است که یونگ کاشفش بود. نظریه یونگ نقشه‌ای است که او طرح کرد تا درک و شناختش از روان انسان را با دیگران به اشتراک بگذارد. این کتاب می‌کوشد نقشه روحی را که یونگ طرح کرد، برای مخاطبان تصویر و توصیف کند و تا جای ممکن آنچه را یونگ در آینه‌ها نشان می‌دهد با دقت توضیح دهد.

وقتی رنج دیگران ما را دیگر متأثر نمی‌کند/ نگاهی به پدیده «خستگی همدلی»

گروه اندیشه: زهره اسکندریون کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی عضو انجمن روانشناسی اجتماعی ایران در سایت انجمن روانشناسی اجتماعی، یادداشت کوتاهی نوشته در باره «بی حسی روانی» که ناشی از مشاهده انبوه آلام دردهای دیگران است. سوال اساسی آن است برای آن که قدرت همدردی با دیگران را از دست ندهیم چه می توانیم انجام بدهیم؟ این مطلب را در ادامه می خوانید: