«دُنبخوار فلات» پس از «درخت مروارید» دومین رمان میثم خالدیان است که منتشر شده و نام آن برگرفته از عنوان اوروبروس باستانی است.
او که یک چشم و یک پا را از جنگ با خود آورده،چیزی و گاهی با یک جمله، یک نگاه یا حضور یک آدم دوباره جان میگیرد. او نمیتواند از گذشتهاش فاصله بگیرد...
منتقد مجله آتلانتیک طی یادداشتی به قلم جم کالدر، معتقد است بسیاری از رمانهای نسل هزاره به جای روایت خلاقانه از اضطراب و بیگانگی انسان امروز، خود به اسارت همان ملالی درآمدهاند که قصد توصیفش را دارند.
داستان تجربی «پاسی از شب» نوشته مهدی ابراهیمی در حرکت سیال میان خیال، مرگ، اعدام و حقیقت منتشر شد.
گسترش فناوری «دیپفیک» تنها شیوه تولید محتوای جعلی را تغییر نداده، بلکه به اعتقاد یک نویسنده استرالیایی، قواعد روایت در رمانهای جنایی را نیز دگرگون کرده است؛ تا جایی که در این آثار، دیگر نه تصویر و صدا، بلکه اعتماد و حقیقت به اصلیترین معما تبدیل شدهاند.
رمان «بیژن و ثریا» نوشته منوچهر عابدیراد روایت داستان دلدادگی و وفاداری دو جوان است که از میان شعلههای عشق خود را دوباره پیدا میکنند.
رمان «زخم زمین» نوشته ابراهیم حسنبیگی در اشاره به بخشی از ظلمهای رژیم پهلوی در تصاحب اموال و زمینهای روستاییان منتشر شد.
رمان «تنهایی پرهیاهو»آزمایشگاهی برای دریدن زبان و واکاوی تضاد میان حافظه و نابودی است. در این تحلیل، به سراغ دنیای هانتیا میرویم؛ مردی که در میانهی کاغذ،نقش یک «قاتلِ کتاب» و «آخرین کشیشِ واژگان» معلق است تا در نهایت، خود به بخشی از آن بافهی خاموش تبدیل شود.