
به قلم ابراهیم حسنبیگی منتشر شد؛
روایت داستانی از «زخم زمین»
رمان «زخم زمین» نوشته ابراهیم حسنبیگی در اشاره به بخشی از ظلمهای رژیم پهلوی در تصاحب اموال و زمینهای روستاییان منتشر شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «زخم زمین» داستان مردی است که زمین و نامزد خود طوبی را از دست داده و تصمیم دارد از برادر خودش و پدر طوبی که باعث خودکشی نامزدش و همچنین مصادره زمین او شدهاند انتقام بگیرد. این داستان در دوران پهلوی اتفاق میافتد و برادرش یک نظامی و از افراد بانفوذ حکومت است.
جلیل ابتدا تصمیم میگیرد برادر خود را بکشد ولی سرانجام مجبور میشود به پس گرفتن زمین رضایت دهد؛ همان زمینی که شاید عامل اصلی از دست دادن طوبی بود. این داستان به بخشی از ظلمهای رژیم پهلوی در تصاحب اموال و زمینهای روستاییان اشاره دارد: «پس از یک ماه چه تصمیمی باید میگرفت؟ تصمیم درست همینی بود که قبلا گرفته بود. چرا تکین مانع انجام کارش شده بود؟ چرا نمیفهمید این چند ماه بر او چه خواهد گذشت؟ یک ماهی که به اندازه یک سال طول داشت. تمام ناشدنی بود. در این میان دیگران داشتند زندگی خودشان را میکردند. چرخ زندگی میچرخید. عدهای الاغ و گاو و قاطر زندگی بودند و چرخش را میچرخاندند. اندکی هم سوار بر گاری زندگی کبکشان خروس میخواند. خان بودند و خانزاده و نظامی پایین و بلندمرتبه و نماینده مجلس و نشسته بر سر آخور حکومت. در این میان عدهای مثل او زمینشان زخم و زیل بود و ناسور. نمیشد پا بر آن گذاشت. بر این زمین دیگر خورشید نمیتابید.
