
نگاهی به رومی روم؛
روایتی از جنگی که هرگز تمام نشد
او که یک چشم و یک پا را از جنگ با خود آورده،چیزی و گاهی با یک جمله، یک نگاه یا حضور یک آدم دوباره جان میگیرد. او نمیتواند از گذشتهاش فاصله بگیرد…
به گزارش خبرنکار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جنگ جایی درون بعضی آدمها ادامه پیدا میکند؛ در حافظه، در خواب، در یک نام مبهم و دور، در چهرهای که ناگهان میان جمعیت دیده میشود یا حتی در زخمی که سالهاست دیگر کسی دربارهاش حرف نمیزند. برزان یکی از همین آدمهاست؛ مردی که سالهاست در گذشته زندگی میکند. با گذشته راه میرود. با گذشته تصمیم میگیرد و با گذشته قنداق اسلحهاش را برق میاندازد برای…
او که یک چشم و یک پا را از جنگ با خود آورده، چیزی و گاهی با یک جمله، یک نگاه یا حضور یک آدم دوباره جان میگیرد. او نمیتواند از گذشتهاش فاصله بگیرد. تمام هستی و زندگیاش را در آن جا گذاشته است. نویسنده گذشته برزان و ارسلان و قصه پیچیده آنها را ناگهان روی دایره نمیریزد. حتی درصدد برنمیآید که سرباز بعث را در ماجرای مقدس پیادهروی کربلا به توبه وادارد.
