برچسب دانش آموز

دبیر فرهنگ و هنر

او را از دوسه سال پیش می‌شناسم. البته شناخت آن‌چنان‌که نه؛ چند باری در بعضی از جلسات باهم سلام و علیک کوتاهی داشته‌ایم و من هر بار با خودم گفته‌ام که عجب آرامشی به آدم می‌دهد این زن! چه متانتی دارد! برای بار نخست که تماس می‌گیرم و موضوع گفت‌وگو را با او در میان می‌گذارم، تواضع به خرج می‌دهد. می‌گوید چرا به سراغ بقیه نمی‌روید و من هم می‌گویم خب شما هم یکی مثل بقیه.

معلمی برای فطرت‌های پاک

چندباری او را در جلسات هفتگی دیده‌ام؛ بهتر است بگویم هربار پا در جلسات گذاشته‌ام، یا آنجا بوده یا خودش را به برنامه رسانده است. وقتی می‌آید تنها نمی‌آید؛ همیشه تعدادی دختر نوجوان با او همراه هستند؛ همراهانی از جنس رفاقت.

در همسایگی معلم

اسمش را نمی‌دانستیم؛ اما ما خانم بابلیان صدایش می‌زدیم. مقطع ابتدایی بودم. نمی‌دانم چطور شد که اوایل مهر، موقع برگشتن از مدرسه متوجه شدم خانم معلم وارد یکی از کوچه‌های محله ما شد. اولش باورم نمی‌شد.

عبور از بهشت‌آیین

هنگامی که از نزدیکی دبیرستان بهشت‌آیین عبور می‌کنم، مثل همیشه، متوجه آن نقش پرمعنایی می‌شوم که بر دیوار این مدرسه، برجسته‌نمایی شده است. این نقوش، به ما سیر زمانی دنباله‌دار یک زن را نشان می‌دهد که در ابتدا باردار است و شکمش به جلو آمده. سپس همان مادر را نشان می‌دهد که نوزادی را در آغوش گرفته است و سپس در تصویر دنباله‌دار بعدی، راه رفتن را به کودکش یاد می‌دهد. سپس او را به مدرسه می‌برد و …

انسان سالم؛ نه کتابخانه متحرک!

حیات طیبه! عبارت زیبایی که به‌عنوان هدف یک مدرسه در سند تحول آموزش‌وپرورش آمده؛ اما سازوکارهایی که مدارس کنونی برای رسیدن به آن تدارک می‌بینند، سنخیت کاملی با این عبارت متعالی ندارد.

کانون‌های فرهنگی بازوی تربیتی مدارس هستند

این روزها تصمیم گرفته‌ایم با عینکی دیگر سری به کانون‌ها و مجموعه‌های فرهنگی بزنیم؛ نه اینکه تاکنون چنین نکرده‌ایم که اصلاماهیت این صفحه چنین بوده است؛ اما این بار می‌خواهیم در کنار تمام گفت‌وگوهایی که با مسئولان کانون‌ها و مجموعه‌های فرهنگی داشتیم، علاوه بر بیان مشکلات و سازوکارهایی که باید برای رفع آن‌ها اتخاذ شود، کمی هم از اعضای کانون‌ها بگوییم.