برچسب خلبان

بمباران کرکوک در حمله به اچ‌سه ایذایی نبود، انتحاری بود/اسرائیل از پایگاه تبریز کینه داشت

پالایشگاه را زدیم. هرسه در یک خط بودیم. بمب‌ها را هم روی (حالت) ریپل گذاشتیم که با فاصله رها شوند و تخریب بیشتری به جا بگذارند. وقتی بمب‌ها را رها کردیم، شهید توکلی بی‌اراده گشت سمت من. داشتیم برخورد می‌کردیم. یک‌لحظه خودم را کشیدم بالا و او از زیرم رد شد.

معمای شهادت علی اقبالی در آسمان عراق/شهیداردستانی پیگیر آزادی‌ام از زندان بود

وقتی بمباران کردم، پول‌آپ کردم. در سینه‌کش کوه بودم. احساس مي‌کردم هواپیما جواب نمی‌دهد و سینه‌اش هرلحظه به کوه می‌خورد. به‌همین‌دلیل سنر تانک‌م را پانچ کردم که هواپیما جان گرفت و آمد بالا. همان‌لحظه گفت «شفیع مرا زدند!»

«عقاب‌ها» با جنگ شروع شد/«خب ما برای این‌روزا ساخته شدیم دیگه!»

پس از شهادت رضا کریمی که صدای‌ آواز غمناکش با نوار کاست در خانه سروان درخشان پخش می‌شود، همسر سروان به گریه می‌افتد و یکی از جملات مهم فیلمنامه توسط سعید راد بیان می‌شود: «خب، ما برای این‌روزها ساخته شدیم دیگه!»

تله میراژهای عراقی برای فانتوم ایرانی و شهادت و اسارت خلبان‌هایش

با انفجار موشک در شکم هواپیما، غلامحسینی برای لحظاتی از هوش رفت و سپس در حالی به هوش آمد که هواپیمای آتش گرفته با چرخش شدید در حال سقوط به‌سمت زمین بود. فرامین هواپیما قفل شده و کار نمی‌کرده و هرلحظه نیز امکان انفجارش وجود داشت...

کارنامه جنگی نسخه واقعیِ سعید رادِ «عقاب‌ها»/فیلمنامه فیلم سرقت بی‌اجازه از کتابم بود

این‌هواپیما نیز با اصابت تیرهای مسلسل F5 شریفی‌راد سقوط می‌کند. اما خلبان ایرانی متوجه شد دو هواپیمای دیگر دشمن به سمتش هجوم آورده‌اند. او موفق شد یکی از آن‌ها را با چند حرکت تاکتیکی جلو انداخته و به‌سمتش موشکی شلیک کند اما موشک بال چپ عمل نکرده و شلیک نشد و موشک سمت راست هم پس از به‌کارگیری به هدف برخورد نکرد.

چهار فانتومی که بغداد را به هم ریختند/هنوز هم از رژیم ایران دفاع می‌کنی؟

این‌خلبان آزاده درباره خاطرات آن‌دوره می‌گوید پس از آن‌که متوجه شد عراقی‌ها قصد دارند به‌خاطر کُرد بودنش و اخراج سه‌باره‌اش از ارتش از او سوءاستفاده کنند، پای ثابت خواندن دعای وحدت شد. عراقی‌ها بارها ضمن تهدید، به قادری می‌گفتند رژیم ایران تو را چندبار از ارتش اخراج کرده و تو باز هم از این رژیم دفاع می‌کنی؟