برچسب خلبان

درس وطن‌پرستی خلبان ایرانی به فرد وطن‌فروش!/خاطره آن‌بسیجی ۱۵ ساله که چفیه‌اش را به من داد

گفتم درست است ولی من وطن‌فروش نیستم! اشتباه آمدی! گفت «شوخی نداریم ها!» بعد شروع کرد فحش‌دادن به امام (ره). من هم به صدام فحش دادم. محمد هفت‌تیر کشید و گفت «فکر کردی این‌جا کجاست؟» گفتم کراچی! گفت «یک‌بار دیگر (به صدام) فحش بدهی می‌زنم!» گفتم «حیف ایرانی که تو باشی! این کناری‌ات یک عراقی است. ولی تو که ایرانی هستی، واقعا وطن‌فروشی!»

سقوط در آسمان ایران؛ وقتی شکارچی‌ها جای شکار نشستند

آن‌ها آمده بودند برای قدرت‌نمایی، برای این‌که نشان بدهند هنوز آسمان منطقه در اختیارشان است؛ اما چند دقیقه بعد، همان آسمان تبدیل شد به صحنه سقوط. دو جنگنده آمریکایی وارد شدند، دیده شدند، رهگیری شدند و در نهایت، یکی‌یکی از صفحه آسمان حذف شدند. حالا نه فقط لاشه‌ها روی زمین مانده، بلکه یک سؤال بزرگ هم روی میز است؛ چه شد که آن برتری معروف، این‌طور فرو ریخت؟

درگیری شدید نیروهای یگان تکاوری با دشمن/داستان خلبانی که گفته شد رفت، اما میدان چیز دیگری می‌گوید

در جنگ، همیشه اولین چیزی که شلیک می‌شود گلوله نیست، روایت است. هر طرف سعی می‌کند زودتر از میدان، نتیجه را اعلام کند؛ زودتر از آنکه گرد و خاک بخوابد، تصویر پیروزی را بسازد. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این روایت، با آنچه روی زمین می‌گذرد فاصله پیدا کند. حالا در میانه یکی از حساس‌ترین لحظات درگیری، دقیقاً با همین شکاف روبه‌رو هستیم؛ جایی که یک طرف از «عملیات موفق و خروج کامل» حرف می‌زند و طرف دیگر، از صحنه‌ای می‌گوید که هنوز صدای درگیری در آن قطع نشده است.

از کویت تا آسمان قطر؛ پروازی که شروعش ضربه بود و پایانش آتش

اولش همه فکر کردند کار پهپادهاست؛ چند انفجار در کویت، کشته شدن نیروهای آمریکایی و یک حمله دقیق که رد مشخصی از خودش باقی نگذاشت. اما چند روز بعد، وقتی روایت‌ها تغییر کرد و نام سوخو-۲۴ وسط آمد، داستان شکل دیگری گرفت؛ داستان بمب‌افکن‌هایی که یک‌بار از دل پدافند عبور کردند، مأموریت زدند و برگشتند، اما در پرواز بعدی، در آسمان‌ جاودانه شدند.