برچسب جنگ تحمیلی

چرا دوله‌تو بمباران شد؟

بعد از فاجعه بمباران دوله‌تو از آنجا که تعداد زیادی مجروح روی زمین مانده بود، دموکرات‌ها اجازه انتقال آن‌ها به بیمارستان را نمی‌دهند. همان زمان سپاه اعلام می‌کند می‌خواهد یک اتوبوس را به محل اعزام کند تا حداقل پیکر شهدا را از ضد انقلاب تحویل بگیرد، اما دموکرات‌ها از تحویل شهدا هم اجتناب می‌کنند

فرمانده بعثی به روی  نیرو‌های خودش آتش گشود!

حوالی ظهر تعداد زیادی قوای عراقی با فرار از مواضع خود قصد پیوستن به نیرو‌های ایرانی را داشتند که از پشت هدف گلوله‌های تیربار فرمانده‌شان قرارگرفتند و عده‌ای از آن‌ها کشته شدند. فقط ۱۰ نفر توانستند خود را به مواضع لشکر ۵ نصر برسانند و تسلیم شوند

دشمن از گرای «ممدگره» آرامش نداشت

وقتی به محمد رسیدیم شهید همدانی با ناراحتی به او گفت چرا مرخصی نمی‌روی؟ مادرت نگران است و خدا را خوش نمی‌آید آن بنده خدا چشم انتظار بماند. محمد گفت اینجا نقطه حساسی است و من عبور و مرور دشمن و عقبه‌های‌شان را تحت نظر دارم، نمی‌توانم چنین پست حساسی را ترک کنم و به دلایل شخصی به مرخصی بروم

آسمان خیبر با ابتکار شهید بابایی امن شده بود

آموزش پرواز با جنگنده اف ۱۴ را بعد از پیروزی انقلاب شهید عباس بابایی پایه‌گذاری کرد. برخی می‌گفتند بدون دستورالعمل امریکایی‌ها نمی‌شود آموزش اف ۱۴ داد، اما عباس بابایی معتقد بود با توان داخلی می‌شود این کار را انجام داد و نهایتاً هم حرف ایشان درست بود. خیلی از ما دست پرورده کلاس‌های آموزشی هستیم که از سوی بابایی بنیانگذاری شد

بعثی‌ها روز رحلت امام آب را به روی اسرا بستند

حمام ما در اسارت، تانکر آب بود. شیر آن را باز می‌کردند و هر دو دقیقه یک نفر وقت حمام داشت. طی یک‌ساعت باید ۲ هزار نفر حمام می‌کردند. نصف اردوگاه بیماری گال گرفته بود. وقتی شب‌ها می‌خوابیدیم شپش از سروکله ما بالا می‌رفت و خیلی اذیت می‌شدیم

پیام امام (ره) پاوه را در یک قدمی سقوط نجات داد

از فاصله بسیار نزدیکی درگیری‌ها تا نیمه‌های شب ادامه می‌یابد. کم مانده بود که هر دو سنگر مدافعان سقوط کنند که پیام امام (ره) بامداد از طریق رادیو پخش می‌شود. در این پیام، امام از همه نیرو‌های مسلح خواسته بودند بدون فوت وقت خود را به پاوه برسانند. با پیام امام دشمن از شهر فرار می‌کند

مصاف فرمانده گروهان دوم با تانک‌های دشمن دیدنی بود

زمانی که با علی‌اصغر ازدواج کردم، مدام در جبهه حضور داشت و تمام بدنش پر از ترکش بود. از قفسه سینه و سرش گرفته تا نقاط دیگر. جایی در بدنش نبود که ترکش نخورده باشد. حتی راضی نبود بیمارستان برود و ترکش‌های پایش را عمل کند. یک ترکش در ران پایش بود که خودش با چاقو درآورده بود!