از فاصله بسیار نزدیکی درگیریها تا نیمههای شب ادامه مییابد. کم مانده بود که هر دو سنگر مدافعان سقوط کنند که پیام امام (ره) بامداد از طریق رادیو پخش میشود. در این پیام، امام از همه نیروهای مسلح خواسته بودند بدون فوت وقت خود را به پاوه برسانند. با پیام امام دشمن از شهر فرار میکند
جوان آنلاین: محاصره پاوه از سوی گروهکهای ضدانقلاب در مرداد ۱۳۵۸ باعث تحرک جدی در سطح کشور پیرامون مسئله کردستان شد. تا زمان غائله پاوه، عمده مردم کشورمان توجه چندانی به اغتشاشات کردستانات نداشتند، اما پس از پیام امام (ره) مبنی بر شکستن محاصره پاوه، موجی از رزمندگان به سوی این شهر و نهایتاً کردستان روانه شدند و از آن زمان به بعد موضوع کردستان در مرکز توجهات قرار گرفت. در کتاب «حماسه پاوه» به قلم رضا رستمی، مروری بر وقایعی شده که این شهر در تاریخ انقلاب و دفاعمقدس پشتسر گذاشته است. در گفتگو با رستمی به مقطع چند روزه غائله پاوه از ۲۳ تا ۲۶ مرداد ۵۸ پرداختهایم.
در غائله پاوه میبینیم مردم و همینطور پاسدارهای محلی دوشادوش رزمندهها با ضدانقلاب میجنگند، سپاه پاوه چه زمانی تشکیل شده بود؟
یکی از اولین شاخههای سپاه پاسداران در پاوه تشکیل شد. مردم پس از پیروزی انقلاب ساختمان سابق ساواک را گرفتند و به خانه پاسداران تبدیل کردند. ساختمانی که اهالی منطقه تا یکی دو ماه قبل از وارد شدن به آن وحشت داشتند، حالا شده بود محل تجمع اهالی پاوه و نیروهای مردمی. اتفاقاً در حوادث مرداد سال ۱۳۵۸ این ساختمان به محلی برای آمد و شد نیروهای انقلابی تبدیل شده بود. آن روزها خانه پاسداران شلوغ بود و اهالی شهر به آنجا پناه میبردند. همانطور که در فیلم «چ» دیدیم، مجروحان در گوشه و کنار این ساختمان پراکنده شده بودند.
پس ساختمان سابق ساواک تبدیل به اصلیترین سنگر مدافعان پاوه در برابر ضد انقلاب شده بود؟
بله همینطور است. خانه پاسدارها دو طبقه داشت که در زمان واقعه پاوه یک جای سالم در آن باقی نمانده بود. خصوصاً راهپلهای که به طبقه دوم ساختمان میرفت، زیر رگبار گلوله دشمن تمام دیوارهایش سوراخ سوراخ شده بودند. غروب غم انگیز روز بیست و ششم مرداد سال ۱۳۵۸ در خانه پاسداران، معدود مدافعان این سنگر که هنوز رمقی در تن داشتند کیسههای شن را در بالای دیوارها قرار داده و با استقرار دو قبضه مسلسل کالیبر ۵۰، شب تا صبح جلوی پیشروی دشمن را سد کرده بودند.
غیر از خانه پاسدارها مدافعان شهر چه سنگرهای دیگری در اختیار داشتند؟
پاسگاه ژاندارمری در انتهای پاوه که پایین کوه بلندی بود یکی دیگر از خطوط دفاعی اصلی رزمندهها مقابل گروهکها بود. شهید چمران در خاطراتش آورده که پاوه دو سنگر اصلی داشت؛ یکی خانه پاسدارها در مرکز شهر و دیگری پاسگاه ژاندارمری در انتهای شهر که به آن پاسگاه سنگی هم میگفتند. چون جنس دیوارهای ساختمانش از سنگ و بتن و بسیار محکم بود. این پاسگاه تقریباً به همه منطقه تسلط داشت. منتها یک نقطه ضعف عمده هم داشت و آن هم اینکه، چون زیر کوه بلندی بود، هر کسی که روی این بلندی میایستاد راحت میتوانست به محیط پاسگاه دیده داشته باشد. به همین خاطر مدافعانی که در این پاسگاه بودند کار سختی در برابر مهاجمین پیشرو داشتند.
مدافعان پاسگاه ژاندارمری و مدافعان خانه پاسدارها چه کسانی بودند؟
آیتالله شعبانی و ستوان یوسفی با تعدادی از نیروهای پاسدار و ژاندارمری در این پاسگاه مقابل مهاجمان ضدانقلاب ایستادگی کردند. دکتر مصطفی چمران و تعداد دیگری از پاسدارهای بومی و غیربومی مثل شهید اصغر وصالی و دستمال سرخها هم در خانه پاسدارها بودند. آنطور که شاهدان عینی میگویند، ۲۶ مرداد ۱۳۵۸ که هجوم اصلی ضدانقلاب به داخل شهر بود، به محض غروب خورشید دشمن از همه طرف پاسگاه را محاصره میکند و نیروهایش تا پشت دیوارهای پاسگاه جلو میآیند. از پنجرههای پاسگاه با ژاندارمها صحبت میکردند و به آنها میگفتند: ما با شما ژاندارمها کاری نداریم، اسلحهتان را تحویل بدهید و به سلامت بروید. ما فقط میخواهیم سر پاسدارها را ببریم. آیتالله شعبانی ژاندارمها را جمع میکند و میگوید: ما آماده شهادت شدهایم و تا آخرین قطره خون میجنگیم، ولی به هیچ وجه نمیخواهیم که شما به خاطر ما به خطر بیفتید، شما میتوانید با کمال آزادی بروید. ژاندارمها میگویند افتخار میکنیم که در رکاب کسانی مثل شما شهید شویم.
بعد از اوجگیری حمله دشمن، بیسیمچی پاسگاه در اتاقش زیر رگبار گلولهها زیر میز میرود و درازکش همه وقایع را به کرمانشاه گزارش میدهد. همین گزارشها نهایتاً به گوش حضرت امامخمینی (ره) هم میرسد. درگیریهای پاسگاه تا صبح طول میکشد و با کمک پاسدارها و نیروهای ژاندارمری حاضر در داخل پاسگاه، نهایتاً ضدانقلاب عقبنشینی میکند.
