برچسب جنگ تحمیلی

گلوله‌ای که محمد را متحول کرد

محمد به رعایت بیت‌المال شهره بود. اگر در پادگان شربت پخش می‌کردند فقط یک لیوان می‌خورد. می‌گفت: «من سهم خودم را از بیت‌المال خوردم.» حسرت توجه او به بیت‌المال را می‌خوردم، ولی واقعاً تا آن حد رعایت بیت‌المال از عهده شکمویی مثل من ساخته نبود. اگر شربت می‌دادند آن قدر می‌خوردم تا بترکم!

مرمت آثار تاریخی آسیب دیده؛ آغاز فصل جدید گردشگری در ایران

رئیس فراکسیون گردشگری مجلس با بیان اینکه در جنگ تحمیلی سوم بیش از ۱۴۰ بنای تاریخی در سراسر کشور آسیب دیده‌اند، گفت: دولت قصد دارد از ظرفیت متخصصان ایرانی مقیم خارج در این فرآیند استفاده کند. این یک فرصت برای همگرایی همه ایرانیان صرف‌نظر از محل سکونت‌شان، حول حفاظت از هویت ملی است.

دستاورد هر متجاوزی به ایران خفت و شکست است

شرایط آن روز‌های کشور بسیار شبیه شرایطی است که این روز‌ها در جنگ با رژیم خبیث صهیونیستی با آن رو‌به‌رو هستیم. محمود محمودی از رزمندگان و راویان دفاع مقدس، در گفت‌و‌گو با جوان، به روز‌های ابتدایی جنگ پرداخته است.

حمله به دشمن با رمز یا حسین (ع)

در دفاع مقدس اگر پیرمردی به جبهه‌ها می‌رفت و از او می‌پرسیدند چرا با محاسن سفید قدم به میدان نبرد گذاشته است، از حبیب ابن مظاهر یار باوفای امام حسین (ع) مثال می‌آورد. یا نوجوان شهید مرحمت بالازاده وقتی که می‌خواست اذن جبهه رفتن را از رئیس‌جمهور وقت (مقام معظم رهبری) بگیرد، مثال از حضرت قاسم (ع) نوجوان شهید کربلا آورد

انگار در قمقمه‌ام شربت شهادت داشتم!

آن زمان یک شور و شوقی در جبهه‌ها حاکم بود. حتی نیرو‌هایی که به عنوان سرباز به جبهه می‌رفتند، جذب محیط آنجا می‌شدند و بعد از خدمت همانجا می‌ماندند. مانند شهیدمحمد میرزاده که تک فرزند خانواده‌اش بود. ایشان سربازی‌اش در جبهه بود، اما ماند و فرمانده گروهان شد و در شب عملیات کربلای‌پنج به شهادت رسید

هیئت یازهرا (س) محمدحسن را کربلایی کرد

پسرم در جبهه دفاع از حرم رئیس بیمارستان صحرایی بود. در یکی از یادداشت‌های روزانه‌اش در سوریه نوشته بود: ساعت ۱۲ شب است. همه خوابیده‌اند. من که مسئول بیمارستان صحرایی هستم، دو گالن دستم است. می‌روم گازوئیل بیاورم تا برق اضطراری را روشن کنیم. برای من فرقی نمی‌کند روی تشک پر قو بخوابم یا روی خاک گرم سوریه یا اصلاً نخوابم...