برچسب باید جنگ را باور کنیم

میراث خانوادگی «اولیا»

شماره را از خانواده گلشنی گرفته بودند. تمایلی برای حرف زدن نداشت. بار اولی که زنگ زدند، جواب درستی نداد. فکر کرد لابد بی‌خیال می‌شوند. سمج بودند و دوباره تلفن زدند. گفت حرفی برای گفتن ندارد. نمی‌دانست حرف‌های مالک یک روزنامه تعطیل شده به چه دردشان می‌خورد. گفتند می‌خواهند او را ببینند؛ مالک قدیمی‌ترین روزنامه اصفهان را. راضی شد اما پیش دستی کرد و دفتر کار پسرش را پیشنهاد داد. می‌خواستند در دفتر قدیمی روزنامه همدیگر را ملاقات کنند، راه‌دستش نبود. دفتری که مدت‌هاست تعطیل شده، لابه‌لای گرد و غبار بود. گرمای مرداد و قطعی‌های ناگهانی برق را بهانه کرد. قرار شد دوباره هماهنگ شوند برای محل مصاحبه. در برابر اصرارشان کوتاه آمد. 

جهان فقط به لطف فلسفه خودش را بر ما آشکار خواهد کرد

در گفتگوهای روزمره حتماً این عبارات را شنیده‌ایم: «چه حرف‌های فلسفی‌ای؟»، «چقدر فیلسوف شدی!»، «فلسفی حرف نزن!» و عبارات مشابه دیگر. اما چرا در لحظاتی از زندگی فکر می‌کنیم که خودمان یا دیگران، حرف‌های فلسفی می‌زنیم؟ این فلسفی بودن اشاره به چه چیزی دارد؟ آیا لزوماً به معنای ادای سخنان پیچیده و مبهم است؟ آیا ممکن است کسی که فلسفه نخوانده باشد بتواند حرف‌های فلسفی بزند؟ آیا نظرات فلسفی هیچ فایده‌ و معنایی دارند یا فقط برای فضل فروشی و به قول معروف به خاطر ژست و ادا بیان می‌شوند؟ در اینجا می‌خواهیم به پنج سوال اصلی که عامه مردم درباره فلسفه و فلاسفه از خودشان می‌پرسند پاسخ دهیم.

تأملی بر نقاشی مدرن در دوره معاصر

نقاشی ایرانی اگرچه متأثر از جریان‌های حکومت دوم پهلوی با پیدایی جنبش مدرنیسم مواجه شد،اما این دوره به لحاظ تاریخی نه‌تنها در غرب، بلکه در ایران نیز به پایان رسیده است؛ درعین‌حال می‌دانیم که در دوران معاصر ممکن است اثری به‌وسیله هنرمندی با نگاهی پیشرو خلق شود یا در این دوره هنرمندی به خلق اثری بپردازد که بازگشت به دوران مدرن است؛ این موضوع نیز که شاخه‌های مختلفی از هنر می‌توانند در یک دوره همزیستی داشته باشند، صحیح است؛ با این‌وجود این پرسش مطرح است که اگرچه دوران نقاشی مدرن به پایان رسیده آیا ترویج و توسعه آن پسندیده است؟

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

سلام‌علیکم سلام‌علیکم… »این همان چیزی است که جادوی نی در دستگاه چهارگاه را در ذهن من تداعی می‌کند، شاهکار سلام صبحگاهی از حسن کسایی یکی از نوابغ نی‌نوازی اصفهان و بلکه ایران که خانه او در عباس‌آباد هنوز هم خاطره می‌نوازد؛ همچون خانه محله مکینه خواجو که برای ما اصفهانی‌ها نشانی از نایب اسدالله، خداوندگار نی است تا شاید از این اندک ماترک برجای‌مانده از شهری که روزگاری نه‌چندان دور قبله‌گاه نی‌نوازان به‌شمار می‌رفت، همچنان صدای نی شنیده شود؛ اگرچه این صدای عارفانه در شهری که با نوای نی حکایت‌ها سروده است دور و دورتر شده و در پیچ‌وتاب بی‌توجهی‌ها گره‌خورده و صدای ساز عارفانه نایب اسدالله خان اصفهانی، آقا سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، عبدالخالق اصفهانی، مهدی نوایی، حسین یاوری، حسن کسایی و همه آنان که نامشان با نی عجین شده و از آن حکایت‌ها سرودند و جاودان رفتند گم‌شده است؛ اگرچه به گفته مدیر خانه موسیقی، نی، اصفهان است!

در رثای مهدی رستمانه، نوازنده نوآور اصفهان

استاد مهدی رستمانه از اولین هنرجویان هنرستان موسیقی اصفهان بود که از همان دوران نوجوانی نواختن کمانچه را آغاز کرد و در تار و سه‌تار نیز به چنان مهارتی رسید که کمتر کسی بسان او می‌توان یافت، هرچند نبوغ او در موسیقی به آن حد بود که دف و تنبک را نیز به زیبایی می‌نواخت. آهنگسازی که در دوران حیات کمتر به او پرداخته شد در سه سال آخر عمر با بیماری سرطان دست‌به‌گریبان بود و روح حساس و پرشور و هنرمندانه‌اش بیماری را تاب نیاورد. آخرین یادگار استاد مهدی رستمانه برای جامعه موسیقی، اجرای استادانه کمانچه در کنسرت سوته‌دلان به یاد استادش سیروس ساغری بود…

بدمستی‌های «مست عشق»

حالا دیگر با قاطعیت می‌توان اعلام کرد که «مست عشق» پرحاشیه‌ترین فیلم یک دهه اخیر سینمای ایران است. کارگردانی پشت دوربین این فیلم ایستاده که هر چه طی دهه‌های گذشته، بر خویشتن‌داری و پرهیز از حاشیه اصرار داشت، دو پروژه اخیرش (شهرزاد و مست عشق) حسابی جنجالی و پرسروصدا ظاهر شدند. در مورد «مست عشق» این‌طور احساس می‌شود که سطح حواشی، هم‌چنان در دامنه مانده و به قله نرسیده است. دعواها تا کنون به شکل بیانیه بوده و برای پرهیز از پخش سریال.

حقوق مربوط به مقالات انتقادی هنری

در نقدهای هنری، اثر یا آثاری به عنوان محور اصلی قرار گرفته و متونی در حاشیه آنان به عنوان نقد نگاشته می‌شوند. نگاشتن در شکل عمومی به معنای تحریر است،  اما ممکن است برخی از نقدها به شکل‌های شفاهی یا به وسیله مدیوم‌های دیگری از جمله مدیوم‌های تصویری و صوتی ارائه شوند. این از نظر قانون چندان تفاوتی در تعیین و بررسی حقوقی ندارد. آنچه بیشتر مورد توجه است نحوه به‌کارگیری و استفاده از اثری است که به عنوان موضوع نقد استفاده می‌شود.

نه به هنر حتی پس از مرگ!

حاشیه‌های تدفین فرید زمانی صدابردار اصفهانی همچنان و با وجود گذشت چند روز از مرگ و خاکسپاری او ادامه دارد. پس از مرگ این هنرمند اصفهانی خانواده و دوستانش خواستار خاکسپاری او در قطعه هنرمندان باغ رضوان اصفهان شدند و حتی تعدادی از هنرمندان به نام موسیقی مانند ایرج خواجه امیری، اردشیر کامکار، علی اصغر شاهزیدی با امضای طوماری بر هنرمند بودن فرید زمانی صحه گذاشتند ولی با ممانعت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان این موضوع عملی نشد و زنده یاد زمانی در قطعه‌ای دیگر به خاک سپرده شد.