سلامعلیکم سلامعلیکم… »این همان چیزی است که جادوی نی در دستگاه چهارگاه را در ذهن من تداعی میکند، شاهکار سلام صبحگاهی از حسن کسایی یکی از نوابغ نینوازی اصفهان و بلکه ایران که خانه او در عباسآباد هنوز هم خاطره مینوازد؛ همچون خانه محله مکینه خواجو که برای ما اصفهانیها نشانی از نایب اسدالله، خداوندگار نی است تا شاید از این اندک ماترک برجایمانده از شهری که روزگاری نهچندان دور قبلهگاه نینوازان بهشمار میرفت، همچنان صدای نی شنیده شود؛ اگرچه این صدای عارفانه در شهری که با نوای نی حکایتها سروده است دور و دورتر شده و در پیچوتاب بیتوجهیها گرهخورده و صدای ساز عارفانه نایب اسدالله خان اصفهانی، آقا سلیمان اصفهانی، ابراهیم آقاباشی، عبدالخالق اصفهانی، مهدی نوایی، حسین یاوری، حسن کسایی و همه آنان که نامشان با نی عجین شده و از آن حکایتها سرودند و جاودان رفتند گمشده است؛ اگرچه به گفته مدیر خانه موسیقی، نی، اصفهان است!
نوای نی جاودانگی روح است و مولانا از این ساز ساده سمفونی عظیمی ساخته که ملودی آن عشق است، عشقی که متاع اصلی مولانا و همان دریای بینهایتی است که رودخانههای گوناگون با آبهای روشن و گلآلود از شرق و غرب بدان میرسند و در آن گم میشوند. حالا در روزگاری که دیگرکسی از ساز روی دوش خود نمیهراسد باید گوش تیز کنی تا شاید در گوشهوکنار این قبلهگاه، اندک نوایی از نی نیوشای جانت شود، نوایی که در مواجهه با صنعت موسیقی و ساز و کار پرشتاب میان سنت و مدرنیته و تغییر ذائقه و سلیقه شنیداری مردم و البته مهمتر از همه در سایه بیتوجهی صدا و سیما و دیگر نهادهای مرتبط به سازهای ملی و عدم فرهنگسازی مناسب کمتر به گوش رسیده و سازی که خاستگاه آن نصف جهان است رو به فراموشی میرود هرچند که هنوز هم مخاطبان عارف و خاص خود را دارد و عجبا که در روزگاری که زمان، پرشتابتر از همیشه میتازد حکایت انسان دورمانده از اصل خویش، همچنان نیکو حکایت مولانا از نی است!
