برچسب باید جنگ را باور کنیم

زاون در قاب سه دوست

هفت سال از رفتنش گذشته است؛ اما عجیب که نه تصویرش از ذهن شهر پاک‌شده و نه جای خالی‌اش پر. زاون قوکاسیان متولد 7 اردیبهشت 1329 در اصفهان بود. تا زنده بود جز در هوای شهرش نفس نکشید و جز به آبادانی‌اش نیندیشید و البته که موفق هم شد نام و نشان اصفهان را پیش روی جهانی بگذارد. هر چند رفتنش به قول احمد طالبی‌نژاد چون رفتن زاینده‌رود، ریشه خیلی چیزها را در شهر خشکاند و باعث شد اصفهان به قوت و قدرت قبل در نظرها نباشد، اما برکات حضورش  آن‌قدر هست که هنوز و هر بار بخشی از آن را از تاریخ بیرون بکشی و به امید گرفتن برگی برای آینده پیش چشم بنشانی.

زنان شرقی محتاج ورزش هستند

امیرقلی امینی، سردبیر کوشا و خوش‌ذوق روزنامه اخگر علاوه بر روزنامه‌نگاری، به کار پژوهش و ترجمه نیز مشغول بود. او در حوزه ترجمه در برگرداندن زبان‌های انگلیسی، فرانسه و عربی به فارسی فعال بود و تقریبا در اغلب شماره‌های اخگر یک یا دو ترجمه مقاله از روزنامه‌های خارجی که حاوی اخبار روز دنیا یا مسائل مربوط به ایران و خاورمیانه باشد، از سوی او منتشر می‌شده است. در اینجا بخشی از مقاله‌ای که از روزنامه‌ای مصری ترجمه شده با عنوان (زنان شرق محتاج ورزش هستند) و در اخگر به چاپ رسیده را می‌خوانیم و سپس به مندرجات آن می‌پردازیم:

کتاب و ادبیات در هفته فرهنگی اصفهان

کتاب‌های مرمت خیال (بر اساس زندگی استاد حسین مصدق‌زاده)، من یک نگارگرم(بر اساس زندگی استاد هوشنگ جزی‌زاده)، مجموعه مقاله‌های هندی محمدعلی صاعد و مجموعه داستان‌های برگزیده دومین دوره جایزه ملی جمالزاده، از سوی دفتر تخصصی ادبیات و زبان و مرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان در هفته فرهنگی اصفهان وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان در ششمین روز از هفته فرهنگی اصفهان رونمایی می‌شود.

رونمایی از تولیدات مراکز فرهنگی اصفهان

آیین رونمایی از تولیدات مراکز اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان شامل مرکز تخصصی خانه کودک، خانه نوجوان، خانه جوان، مرکز بانوان آفتاب، فرهنگ‌سرای پرسش، مرکز تخصصی رسانه و مرکز آموزش نجوم ادیب به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان چهارشنبه، هشتم‌ اردیبهشت‌ماه، در خانه جوان اصفهان برگزار شد. رئیس اداره فرهنگی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان می‌گوید: «اداره فرهنگی شاید اولین مرکزی بود که پنجم‌فروردین‌ماه1399 اولین جلسه مجازی از طریق اسکای‌روم را در مرکز نجوم ادیب برگزار کرد و سایر مراکز این اداره نیز کم‌کم به همین صورت پیش رفتند و دوره‌های مختلف آن‌ها در فضای مجازی برگزار شد. هر مرکز به تولید محتوا در حوزه خود پرداخت و همگی این تولیدات که در سال گذشته انجام شد به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان رونمایی شدند.»

آیا معمارها حقوق معنوی هنری دارند؟

ساختمان‌سازی از رشته‌های مهندسی است و معماری با توجه به قرابتی که با رشته عمران دارد، غالبا با این رشته اشتباه گرفته می‌شود؛ اما درحقیقت معماری بخش موجز و هنرمندانه‌ای از هنرصنعت‌های تجسمی در کنار عمران است. معماری بیشتر از آن‌که به عمران شبیه باشد به مجسمه‌سازی و طراحی و نقاشی شباهت دارد. به همین علت قانون در خصوص معماری و حقوق مربوط به معمارها نیز پیش‌بینی‌هایی در ابعاد مالکیت فکری کرده که آنان را مشابه با هنرمندان و در کنار آنان دیده و شغل و هنر ایشان را مورد تصریح قرار داده است.

تلاش در روزهای سخت برای ماندن

موسسه فرهنگی رویش مهر 23 سال پیش با تلاش‌های زهرا مهریار و همسرش هوشنگ صریریان راه اندازی شد؛ وقتی که هر دو از جای خالی یک موسسه برای اهالی کتاب و دوستداران فرهنگ دراصفهان می‌گفتند. رویش مهر فعالیتش را با آموزش زبان انگلیسی آغاز کرد اما کم کم ساختار یک موسسه فرهنگی را پیدا کرده و به پاتوقی جدی برای اهالی داستان نویسی، اصفهان گردی، اصفهان شناسی و … تبدیل شد و توانست با برگزاری رویدادهای مختلف جایگاه ویژه‌ای برای خود در شهر پیدا کند.

تندیس‌‌هایی که نفس می‌کشند

چهارباغ خاطره در این روزهایی که کرونا افسارگسیخته می‌تازد، آرام‌تر از همیشه است؛ اگرچه هنوز هم صدای چهارباغ از سکوتش پیداست. حالا من در این شهر قرنطینه مسیر دولت‌خانه به خانه را انتخاب کرده‌ام و در سپاهانی که صفای اردیبهشتش شهره است، جایی درست در ابتدای چهارباغ با گذر از مجسمه چوگان‌باز و کاخی که جهان‌نماست، آبراهه‌ای را دنبال می‌کنم که نشانه‌ای است تا مرا به انتهای این خط تاریخی همراهی کند. صدای حرکت ماشین‌ها، امتداد بوق و همهمه آدم‌های چهارباغ برایم زدودنی نشده و دستانی که در دست مادر گره‌خورده بود و چهارباغ را گز می‌کرد. باران اندک و نم‌نم در قیل‌وقال کلاغ‌های گم‌شده در پیچ‌وخم درختان سربه‌فلک‌کشیده چهارباغ راه به سنگ‌فرش‌ها نمی‌برد و میان زمین و آسمان معلق می‌ماند و حالا در این روزهای خشکی نصف‌جهان برای دیدن گذر عمری که با چهارباغ زیست باید به آبراهه بسنده کرد.

خورشید سرخ در گاردن پارتی طلوع کرد

در ستون پیشین، با عنوان «زنان شرق محتاج ورزش هستند» به مطلبی در روزنامه اخگر پرداختیم که ترجمه‌ای از مقاله‌ای مصری بود و و در سال 1312 شمسی، مسئله ورزش زنان را مورد توجه و بررسی قرار داده بود. در همان ستون اشاره کردیم که نویسنده تنها به ترجمه مقاله مصری بسنده کرده و تصویری از اوضاع ورزش در زندگی زنان ایرانی و اصفهانی ارائه نداده است. از آنجایی که در مطالعه شماره‌های روزنامه اخگر، دریافتم که روال پرداختن این روزنامه به یک موضوع، در چند شماره پی در پی دنبال می‌شود؛ لذا در صفحات پس از 17 فروردین 1312 به دنبال مطلبی درباره مبحث ورزش زنان، سرتیترها را بررسی کردم. به تیتر جالبی برخوردم که خبر از یک فعالیت اجتماعی در حوزه زنان می‌داد، در آخرین روز فروردین ماه که اصفهان به بهشت سبز اردیبهشت نزدیک می‌شود. خبر از این قرار بود: