برچسب افسانه صادقی

آمریکا و داستان دنباله‌‌دار مداخله‌‌جویی‌‌های بدفرجام

غرور آمریکایی، استعداد سرشار ایالات متحده در خودفریبی و دروغ‌گویی مقامات رسمی آن، این بار افغانستان را در هم کوبیده است، همان‌‌طور که در طول 60 سال گذشته به‌‌کرات در کشورهای دیگر نیز شاهد ناکامی‌‌هایی ازاین‌دست بوده‌‌ایم. این ضعف که اتفاقاً نقاب قدرت بر آن زده شده است، بارها ایالات متحده را به‌‌سوی مداخلات خارجی ناموفق سوق داده است. این الگوی شکست‌‌خورده در 11 نوامبر 1963 و وقتی‌‌که فهمیدم سفارت و سازمان‌‌های اطلاعاتی ایالات متحده به‌‌طور مستقیم در برنامه‌‌ریزی برای کودتایی که منجر به عزل رئیس‌‌جمهور ویتنام جنوبی و برادرش شد و درنهایت نیز به اعدام آن‌‌ها انجامید دخیل بوده‌‌اند، برای اولین بار به‌‌روشنی بر من مسجل شد.

زخم‌‌های جنگ بر روان کهنه‌‌سربازان

نظامیانی که از جنگ‌‌های به‌‌اصطلاح «ابدی» آمریکا در عراق و افغانستان به موطن خود بازگشته‌‌اند، اغلب با سؤالاتی به‌‌شدت شخصی دربارۀ تجاربی که از سر گذرانده‌‌اند مواجه می‌‌شوند. یکی از این کهنه‌‌سربازان شرایط را این‌‌گونه برایم توضیح داد: «از من می‌‌پرسند آیا تو هرگز کسی را هم در جنگ کشته‌‌ای؟ آیا اصلاً پریشان و به‌‌هم‌‌ریخته هستی؟ من از هیچ‌‌کدام از این حرف‌‌هایشان دلخور نمی‌‌شوم چون شرایط را درک می‌‌کنم. ما به جای متفاوتی رفتیم، چند سالی نبودیم و حالا برگشته‌‌ایم و هیچ‌‌کس نمی‌‌داند چطور با آدم‌‌هایی مثل من حرف بزند.»

آیا کنشگری اینستاگرامی می‌‌تواند مشکلات جوامع را حل کند؟

کریستوفر ایشروود در کتاب «خداحافظ برلین»1 که تااندازه‌ای رمانی خودزیست‌‌نامه‌‌ای محسوب می‌‌شود، جامعه‌‌ای را به تصویر می‌‌کشد که در آستانۀ تحولاتی عظیم و فاجعه‌‌بار قرار دارد. او خود را به «دوربینی با دریچۀ باز، کاملاً منفعل، در حال ثبت و نه فکر کردن» تشبیه می‌‌کند. به نظر اگر گوشی‌‌های هوشمند در طول آن دوره از جمهوری وایمار وجود داشتند، آن‌‌وقت شاید ایشروود هم این‌‌چنین استعاری سخن نمی‌‌گفت. در مقابل، ممکن بود ایشروود هم مثل خیلی‌‌های دیگر لازم ببیند وضعیت روبه‌‌زوال دوران را در اینستاگرام با دیگران به اشتراک بگذارد.

چرا در بسیاری از ایالت‌‌های آمریکا روز مردمان بومی جایگزین روز کریستف کلمب شده است؟

جشن‌‌های روز کلمب در ایالات متحدۀ آمریکا با هدف تجلیل از میراث مردی برگزار می‌‌شوند که کشف نیمکرۀ غربی زمین یا به‌‌اصطلاح، دنیای جدید، به او نسبت داده شده است و تقریباً قدمتی به بلندای تاریخ خود ایالات متحده دارند. بر مبنای شواهد موجود، نخستین مراسم روز کلمب در 12 اکتبر 1792 و در سیصدمین سالگرد ورود این مرد به قارۀ آمریکا برگزار شد؛ اما از دهۀ 1990 میلادی به بعد، تعداد روزافزونی از ایالت‌‌های آمریکا روز کلمب را با روز مردمان بومی جایگزین کرده‌‌اند، مناسبتی عمومی که هدف آن بزرگداشت فرهنگ و تاریخ مردمانی است که هم قبل و هم بعد از ورود کریستف کلمب به آمریکا، در این قاره می‌‌زیسته‌‌اند.

چرا افغانستان سقوط کرد؟

انــفــجــارهــای پــی‌درپــی و کشــتــه و مجروح‌شدن تعداد زیادی از مردم افغانستان در هفته‌های اخیر که طالبان سعی دارد حکومت مرکزی خود را در افغانستان نهادینه کند، بازهم توجه جامعه جهانی را به این کشور بحران‌زده خاورمیانه جلب کرده است. مطلب پیش رو ترجمه مقاله‌ای است به قلم اجمل احمدی که در تاریخ 11 اکتبر 2021 در وب‌سایت فارن‌ افرز (foreignaffairs.com )منتشر شده است. او به‌عنوان یکی از دولتمردان سابق این کشور از دیدگاه خود به تشریح علل و عوامل سقوط دولت اشرف غنی در افغانستان و قدرت گیری مجدد طالبان می‌پردازد.

زنان افغان رهبرانی قدرتمندند نه قربانیان محتاج نجات!

از زمانی که طالبان دوباره افغانستان را تصرف کرد، پرسشی که در بسیاری از رسانه‌‌های غربی مطرح شده این بوده است که «چه بر سر زنان افغانستان خواهد آمد»؟ بدون شک، این دغدغۀ مهمی است و شایسته است که جامعۀ بین‌‌الملل به آن توجه ویژه داشته باشد. طالبان تا همین‌جای کار هم محدودیت‌‌های بسیاری را علیه زنان وضع کرده است. بااین‌‌وجود، به نظر می‌‌رسد بخش بزرگی از پوشش رسانه‌‌های غربی قصد دارد این ایده را قوت ببخشد که دخالت نظامی ایالات‌‌متحده به گسترش حقوق زنان افغان کمک کرده است و درعین‌‌حال می‌‌کوشد تأثیراتی را که سال‌‌ها خشونت و فساد برآمده از این نظامی‌‌گری بر زندگی این زنان داشته است، پاک کند.

جان غیرنظامیان ارزش ندارد؟!

ارتش ایالات متحده آمریکا با این اتهام روبه‌‌رو شده است که در جریان نبرد نیروهای ائتلاف با داعش که به رهبری این کشور صورت گرفت، بر مواردی از تلفات غیرنظامیان سرپوش گذاشته است. این مسئله توجهات بسیاری را به یکی از نگران‌‌کننده‌‌ترین ابعاد دخالت نظامی نیروهای ائتلاف و ایالات‌‌متحده در خاورمیانه جلب کرده است: رقم کثیر تلفات غیرنظامیان یا آنچه اغلب با اصطلاح «صدمات جانبی»1 شناخته می‌‌شود.

آیا آمریکا در آستانه یک جنگ داخلی دیگر قرار دارد؟

در تاریخ ششم ژانویه 2021 جمعیتی خشمگین به ساختمان کنگره ایالات‌‌متحده حمله کردند و این‌‌گونه بود که جامعه آمریکا مجبور به رویارویی با یک واقعیت جدید شد: برخی از شهروندان این جامعه گرفتار یک تصور غلط شده بودند و برای پشتیبانی از آن به خشونت متوسل شدند. تئوری‌‌های توطئه مطرح‌‌شده درباره انتخابات ریاست‌‌جمهوری 2020 و مطالب عجیب‌‌وغریب ارائه‌‌شده در قالب پروژه «کیو اِنان»1 به شکل‌‌گیری این حمله کمک کرد؛ حمله‌‌ای که نگرانی‌‌هایی را در خصوص درگیری‌‌ها و شورش‌‌های داخلیِ بیشتر به وجود آورده است.