آمریکا و داستان دنباله‌‌دار مداخله‌‌جویی‌‌های بدفرجام

غرور آمریکایی، استعداد سرشار ایالات متحده در خودفریبی و دروغ‌گویی مقامات رسمی آن، این بار افغانستان را در هم کوبیده است، همان‌‌طور که در طول 60 سال گذشته به‌‌کرات در کشورهای دیگر نیز شاهد ناکامی‌‌هایی ازاین‌دست بوده‌‌ایم. این ضعف که اتفاقاً نقاب قدرت بر آن زده شده است، بارها ایالات متحده را به‌‌سوی مداخلات خارجی ناموفق سوق داده است. این الگوی شکست‌‌خورده در 11 نوامبر 1963 و وقتی‌‌که فهمیدم سفارت و سازمان‌‌های اطلاعاتی ایالات متحده به‌‌طور مستقیم در برنامه‌‌ریزی برای کودتایی که منجر به عزل رئیس‌‌جمهور ویتنام جنوبی و برادرش شد و درنهایت نیز به اعدام آن‌‌ها انجامید دخیل بوده‌‌اند، برای اولین بار به‌‌روشنی بر من مسجل شد.

غرور آمریکایی، استعداد سرشار ایالات متحده در خودفریبی و دروغ‌گویی مقامات رسمی آن، این بار افغانستان را در هم کوبیده است، همان‌‌طور که در طول 60 سال گذشته به‌‌کرات در کشورهای دیگر نیز شاهد ناکامی‌‌هایی ازاین‌دست بوده‌‌ایم. این ضعف که اتفاقاً نقاب قدرت بر آن زده شده است، بارها ایالات متحده را به‌‌سوی مداخلات خارجی ناموفق سوق داده است. این الگوی شکست‌‌خورده در 11 نوامبر 1963 و وقتی‌‌که فهمیدم سفارت و سازمان‌‌های اطلاعاتی ایالات متحده به‌‌طور مستقیم در برنامه‌‌ریزی برای کودتایی که منجر به عزل رئیس‌‌جمهور ویتنام جنوبی و برادرش شد و درنهایت نیز به اعدام آن‌‌ها انجامید دخیل بوده‌‌اند، برای اولین بار به‌‌روشنی بر من مسجل شد.

در آن زمان من بورسیۀ فولبرایت را دریافت کرده بودم و مشغول مطالعه و پژوهش در اروپا بودم و در آغاز دوران حرفه‌‌ای درازمدت خود درزمینۀ تدریس و سیاست‌‌گذاری در حوزۀ امنیت ملی قرار داشتم. به یاد دارم که در آن روز بازدیدی به سرپرستی یک استاد تاریخ فرانسوی از میدان‌‌های جنگ در ایپر بلژیک، داشتیم.
همچنان که سوار بر اتوبوس، سنگ‌قبرهایی را نظاره می‌‌کردم که به‌‌سرعت از کنارمان می‌‌گذشتند، گزارشی را در روزنامۀ لو موند می‌‌خواندم که این تلاش ایالات متحده برای سرنگون کردن یک دولت دیگر را افشا می‌‌کرد. با خود گفتم: «این ایدۀ بدی است. کشور من نباید چنین کاری بکند.» و بدین ترتیب، جنگی که ایالات متحده به مدت 20 سال به‌‌طور مستقیم در آن دخیل بود، ادامه پیدا کرد.
به مردم آمریکا این‌‌طور گفتند که ما هیچ نقشی در آن کودتا نداشته‌‌ایم و ما هم نمی‌‌دانستیم که این حرفشان دروغ است تا زمانی که بالاخره در سال 1971، نیویورک‌‌تایمز و واشنگتن‌پست اسناد و مدارک سری مربوط به جنگ ویتنام را که به «اوراق پنتاگون» موسوم است، منتشر کردند. تا آن زمان، 58.000 آمریکایی و احتمالاً رقمی به بزرگی 3.5 میلیون سرباز و غیرنظامی ویتنامی جان خود را از دست داده بودند و هدف جلوگیری از یکی شدن و اتحاد مجدد ویتنام هم به دست فراموشی سپرده شده بود.
به مدت 15 سال، تشکیلات سیاست خارجی ایالات متحده در تلاش و تقلا بود تا بر چیزی که آن را «سندروم ویتنام» می‌‌نامید غلبه کند، یعنی همان اکراه و بی‌‌میلی عاقلانه و منطقی مردم آمریکا نسبت به حمله به یک کشور دیگر و تلاش برای بازسازی آن.
اما غرور آمریکایی بار دیگر و با عنوان «جنگ جهانی علیه تروریسم» ظهور کرد. حالا افغانستان آیینۀ تمام‌‌نمایی است از این باور و تصور نادرست که ایالات متحده می‌‌تواند جهان را از نو بسازد.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *