انــفــجــارهــای پــیدرپــی و کشــتــه و مجروحشدن تعداد زیادی از مردم افغانستان در هفتههای اخیر که طالبان سعی دارد حکومت مرکزی خود را در افغانستان نهادینه کند، بازهم توجه جامعه جهانی را به این کشور بحرانزده خاورمیانه جلب کرده است. مطلب پیش رو ترجمه مقالهای است به قلم اجمل احمدی که در تاریخ 11 اکتبر 2021 در وبسایت فارن افرز (foreignaffairs.com )منتشر شده است. او بهعنوان یکی از دولتمردان سابق این کشور از دیدگاه خود به تشریح علل و عوامل سقوط دولت اشرف غنی در افغانستان و قدرت گیری مجدد طالبان میپردازد.
«شرایط فعلی در افغانستان برای تثبیت و تحکیم دموکراسی مناسب نیست.» این چیزی بود که در سال 2007 و وقتیکه دانشجوی جوانی در مدرسه هاروارد کندی بودم، نوشتم؛ حتی آن زمان هم روشن بود نیروهایی که تهدیدی برای تضعیف و براندازی حکومت نوپا و دموکراتیک افغانستان محسوب میشدند، احتمالا بهاندازهای قدرتمند خواهند بود که این حکومت نتواند در برابر آنها مقاومت کند؛ اما باوجود چنین تحلیلی بازهم به خانه بازگشتم و کوشیدم به شکلگیری دولت جدید افغانستان کمک کنم. در ابتدا بهعنوان مشاور ارشد اقتصادی رئیسجمهور وقت، اشرف غنی، و سپس بهعنوان وزیر صنعت و تجارت و اخیرا هم بهعنوان رئیس بانک مرکزی مشغول به کار بودم. درنهایت، 14 سال پس از نوشتن آن کلمات، طالبان دوباره افغانستان را تصرف کرد و دموکراسی، یکشبه نابود شد. من تا 15 اوت، یعنی روزی که با تقلای فراوان سوار یک هواپیمای سی-۱۷ شدم تا از کشور بگریزم، در دولت کابل مشغول به کار بودم و به دلیل همین موقعیت ویژه، از نزدیک شاهد بودم که چه مشکلاتی باعث شد کار به اینجا بکشد. سالها بود که دولت افغانستان به بلای منازعههای سیاسی داخلی، فساد و آن دسته از رهبران امنیت ملی و مجریان قانون که یا از موقعیت و قدرت خود سوءاستفاده میکردند یا کمترین تجربهای در حوزه کاری خود نداشتند، گرفتار شده بود؛ بنابراین وقتی ایالاتمتحده آمریکا در فوریه 2020 توافقنامه صلح دوحه را با طالبان امضا کرد، درحقیقت ضربه سهمگینی نیز به دولت افغانستان وارد کرد؛ دولتی که خود بهاندازه کافی ضعیف بود. همچنان که ایالاتمتحده و جامعه بینالملل خود را آماده خروج از افغانستان میکردند، سایر بازیگران منطقهای، بهخصوص پاکستان، گامهای دیگری نیز برداشتند تا توازن قدرت را بیشازپیش به نفع طالبان تغییر دهند. درحالیکه این نیروهای خارجی آینده کشور را شکل میدادند، بازیگران سیاسی در داخل افغانستان نتوانستند خود را با شرایط جدید وفق دهند. حتی وقتی ایالاتمتحده تصمیم گرفت نیروهایش را بهطور کامل از افغانستان خارج کند، همین رهبران بهجای برنامهریزی و آماده شدن برای بدترین سناریوی ممکن، همچنان مشغول رقابت بر سر قدرت بودند. من بهطورمعمول با رئیسجمهور درباره موضوعهای امنیتی صحبت نمیکردم؛ اما در اوایل اوت، پسازآنکه خالد پاینده استعفا داد و از کشور گریخت و غنی از من خواست که مسئولیت وزارت مالیه را عهدهدار شوم، نگرانی خود از وضعیت روبهزوال کشور را با او در میان گذاشتم. در همان زمان هم بیشتر مناطق روستایی و بسیاری از مراکز ولایتها در شمال افغانستان به دست طالبان افتاده بود. غنی در پاسخ گفت که نیروهای امنیتی به یک فرصت ششماهه نیاز دارند تا بتوانند خود را با شرایط جدید وفق دهند و از نو صفآرایی کنند. به نظر میرسید این اظهارنظر، فاقد آگاهی و درک بهروز از شرایط موجود و پیشرویهای سریع طالبان در کشور بود. من انتظار داشتم که از یک برنامه یکهفتهای بشنوم. غنی در ادامه افزود که در حال مذاکره است تا دیگر پیمانکاران امنیتی خارجی را وارد افغانستان کند؛ همچنین ابراز آزردگی کرد که چرا ژنرال آستین میلر، فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان، تا قبل از 12 جولای، هرگز او را در جریان جزئیات خروج نیروهای خارجی از افغانستان قرار نداده بود. کمتر از یک هفته بعدازاین گفتوگوی من با غنی، کابل به دست طالبان افتاد. ترکیب خیانت ایالاتمتحده و بیاعتقادی رهبران افغان شرایط را برای سقوط سریع دولت مهیا کرد. هر روایتی از مشکلات فاجعهباری که کار افغانستان را به اینجا کشاند، باید این همآمیزی عوامل خارجی و داخلی را به رسمیت بشناسد؛ عواملی که یکدیگر را تقویت کردند و بدین ترتیب، حکومت افغانستان را با سرعت بهسوی فروپاشی راندند.
