برچسب اسرا

«۱۰ سال اسارت» سنگ محکی واقعی بر ذات وجودی ابوترابی بود

«ما باید سرسپرده به مکتب حسین‌بن‌علی (ع) باشیم»، وقتی حاج آقا این کلمه را به کار می‌برد، آحاد مردم که او را می‌شناختند، حس می‌کردند او فقط حرف نمی‌زند بلکه عملش اثبات کرده که سرسپرده راه و آرمان‌های امام حسین (ع) است. چه در دوران اسارت، چه قبل از انقلاب و چه در همه جای سلول‌های بدن و وجودش بر اساس پاکی و خدمتگزاری بود. این تعهد عمیق و واقعی بود که از زبان و جان او جاری می‌شد و در رفتار و زندگی‌اش نمود داشت 

فرصتی دست داد تا چشمم به دست نوشته حضرت آقا روشن شود

خوشحالم فرصتی دست داد تا چشمم به دست نوشته حضرت آقا، روشن شود. همین‌که این لطف نصیب من شده، خدا را شکر می‌کنم و آن را افتخاری بزرگ می‌دانم. این تقریظ فرصتی است که جوانان ما به سمت و سوی مطالعه چنین کتاب‌هایی سوق پیدا کنند و جامعه در این زمینه یک گام به جلو حرکت کند 

ابوترابی برای انسانیت مرز نمی‌شناخت

شهید ابوترابی معتقد بود نقطه مشترک ما ایرانی بودن ماست و اول باید بر پایه این هویت مشترک مقاومت کنیم. وقت خواندن سرود به چهره‌اش خیره شدم، او با نگاهی عمیق و روح حماسی آن سرود را می‌خواند، در حالی که آن زمان به این سرود در داخل ایران اشارات منفی می‌شد، اما حاج آقا می‌گفت: «آقا این حرف‌ها را جمع کنید، ما همه ایرانی هستیم، یعنی مسلمانیم و داریم از چه دفاع می‌کنیم؟ از اقلیت‌ها، از مرز‌های کشورمان و این دفاع از اسلام است.»

هدیه صدام به اسرا چه بود؟!

سیف‌الله صفایی، یکی از آزادگان دوران هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. او درخاطره‌ای به روایت اهدای هدیه‌ای از طرف صدام به اسرای ایران می‌گوید.