شهید ابوترابی معتقد بود نقطه مشترک ما ایرانی بودن ماست و اول باید بر پایه این هویت مشترک مقاومت کنیم. وقت خواندن سرود به چهرهاش خیره شدم، او با نگاهی عمیق و روح حماسی آن سرود را میخواند، در حالی که آن زمان به این سرود در داخل ایران اشارات منفی میشد، اما حاج آقا میگفت: «آقا این حرفها را جمع کنید، ما همه ایرانی هستیم، یعنی مسلمانیم و داریم از چه دفاع میکنیم؟ از اقلیتها، از مرزهای کشورمان و این دفاع از اسلام است.»
جوان آنلاین: کتاب «پاسیاد پسر خاک» که به قلم محمد قبادی نوشته شده است زندگی و زمانه پر فراز و نشیب سید آزادگان مرحوم سیدعلی اکبر ابوترابی را روایت میکند. رهبر معظم انقلاب تقریظی بر این کتاب نوشتهاند که در بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با عنوان رویداد ملی «آزادگان ایران»، روز ۷ شهریور ۱۴۰۴ در قزوین برای نخستینبار رونمایی شد. عبدالمجید رحمانیان نویسنده و هم بند مرحوم سید علیاکبر ابوترابی در اردوگاههای بعثی بود که آشناییاش با سید آزادگان حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی در مهر ماه سال ۶۱ مسیری جدید در دوران اسارتش گشود. ایشان تأثیرات شگرف و عمیقی بر او و دیگر آزادگان گذاشت. فعالیتهای سید باعث شد زندگی در اسارت برای همه اسرا معنا و مفهوم بالندهای داشته باشد. رحمانیان پنج جلد کتاب درباره ابوترابی نوشته است. «پاک باش و خدمتگزار»، «مهر نگاه اولیاء»، «عارف شیدا»، «آن یار آسمانی» و «منشور پاکی و خدمتگزاری» کتابهایی هستند که همگی از زبان خود ایشان روایت شده است. به بهانه تقریظ رهبری بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» با رحمانیان همکلام شدیم و او از آشنایی و روزهای همراهیاش با سید آزادگان سید علیاکبر ابوترابی برایمان روایت کرد.
شهیده معصومه زارعیان
ابتدا سراغ معرفی زادگاهش جهرم میرود. میگوید: متولد ۸ تیر ۱۳۴۱ در جهرم هستم. یکی از ۱۱ شهری که قبل از پیروزی انقلاب در آن حکومت نظامی برقرار شد. اولین شهید شهر ما، دختری ۱۸ ساله به نام معصومه زارعیان بود که شامگاه دهم فروردین همان سال در مراسم چهلم شهدای تبریز به شهادت رسید. در همان لحظه کنار او حضور داشتم؛ تجربهای که مرا با فرهنگ جهاد و شهادت آشنا کرد و مسیر زندگیام در این راه ادامه پیدا کرد. در خرداد ۱۳۵۹ دیپلم گرفتم و وارد جهاد سازندگی جهرم شدم. آن زمان جهاد جهرم به عنوان مرکز جهاد جنوب شناخته میشد و مناطق وسیعی از جنوب کشور زیر نظر آن اداره میشد. چندی بعد به عنوان عضو یکی از نخستین گروهها در زمینه آموزشهای هنری (فیلمبرداری، کارگردانی، تئاتر و عکاسی) به تهران اعزام شدم. این مأموریت در مرداد ۱۳۵۹ آغاز شد و نخستین دوره آموزشی پس از پیروزی انقلاب در این حوزه بود. حدود ۲۵ نفر از سراسر کشور برگزیده شده بودند و آموزشها زیر نظر استادان برجسته، در گروه جهاد تلویزیون برگزار میشد. دوره حدود ۱۰۰ روز طول کشید. هنوز دوره به پایان نرسیده بود که جنگ تحمیلی آغاز شد.
حضور در جبهه به عنوان عکاس و رزمنده
