«ما باید سرسپرده به مکتب حسینبنعلی (ع) باشیم»، وقتی حاج آقا این کلمه را به کار میبرد، آحاد مردم که او را میشناختند، حس میکردند او فقط حرف نمیزند بلکه عملش اثبات کرده که سرسپرده راه و آرمانهای امام حسین (ع) است. چه در دوران اسارت، چه قبل از انقلاب و چه در همه جای سلولهای بدن و وجودش بر اساس پاکی و خدمتگزاری بود. این تعهد عمیق و واقعی بود که از زبان و جان او جاری میشد و در رفتار و زندگیاش نمود داشت
جوان آنلاین: «خانواده ابوترابی محدود به چهارپنج نفر نبود، خانواده بزرگ او ۴۰هزار آزاده ایرانی بودند که در جایجای ایران زندگی میکردند، از همه اقوام، ادیان و ساکنان سرزمین ایران. بیشک همه آزادگان این سخن را تأیید میکنند که آقای ابوترابی در سالهای دهه۷۰، یعنی آن ۱۰ سالی که در ایران در قید حیات بودند تا جایی که توان و امکان داشتند کنار خانواده بزرگ آزادگان ماندند. او همیشه در غمها و شادیهای آزادگان شریک بود، به دیدارشان میرفت، در مشکلاتشان همراهشان میشد و در شادیهایشان حضور داشت. برای او، آزادگان فقط همرزمان دوران اسارت نبودند، بلکه همچون خانوادهای بزرگ بودند که پیوندشان با محبت و ایمان شکل گرفته بود» این جملات تنها بخشی از روایت فرزند شهید ابوترابی «سیدآزادگان» است. به بهانه تقریظ حضرت آقا بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» نوشته محمد قبادی با او همکلام شدیم، خواندنش خالی از لطف نیست.
«آزاده» واژهای که متولد شد
سیدیاسر همان ابتدای همکلامیمان به روز ۲۶مرداد ماه اشاره میکند و میگوید: امروز که من و شما میخواهیم در مورد شهید ابوترابی صحبت کنیم، روز ۲۶مرداد، روز ملی پیروزی است. بزرگترین خاطره شیرین و شاد ملت ایران، مربوط به مرداد۱۳۶۹ است؛ روزهایی که آزادگان به میهن بازگشتند، اما فراتر از بازگشت، یک اتفاق مهم فرهنگی و تاریخی رخ داد، برای نخستین بار پس از ۱۰ سال دفاع مقدس، واژهای تازه متولد شد، واژه «آزاده». تا پیش از آن، مفاهیم و اصطلاحات دیگری رایج بود، اما «آزاده» درست در همان لحظات قبل از بازگشت اسرا زاده شد.
این کلمه در حقیقت مدال شایستگی و افتخار و صفتی ماندگار بود که مردم ایران به رزمندگان اسیر خود دادند؛ کسانی که سالها در بند دشمن بودند، اما عزت، ایمان و آزادگیشان را حفظ کردند.
حاج آقا ابوترابی سه فرزند داشت. ایشان در سال۱۳۴۵ ازدواج کردند و بلافاصله پس از آن برای ادامه تحصیل در دانشکده کلیه الفقه وابسته به الازهر مصر در نجف مشغول تحصیل شدند. پیشتر، حدود سالهای ۱۳۳۹ موفق شده بودند دیپلم ریاضی خود را از دبیرستان حکیم نظامی قم دریافت کنند. پس از این دوره، مسیر علمی و تحصیلیشان به نجف و حوزههای علمیه کشیده شد.
