برچسب اسرا

«از اسارت تا اعتماد» قصه‌هایی ناگفته از اردوگاه‌های جنگ

موضوع فرار اسرا از اردوگاه‌های ایران، سوژه‌ای بود که به دلیل ملاحظات امنیتی و محرمانه بودن اسناد، سال‌ها از دسترس نویسندگان و سینماگران دور ماند. ساداتیان با درک این خلأ روایی، ریسک پرداختن به این موضوع را پذیرفته و در پی ثبت تجربه‌هایی بوده است که «بکر» و «نقطه کور» باقی مانده‌اند. این انتخاب، نخستین و شاید بزرگ‌ترین امتیاز کتاب است

آرم حزب بعث چوب‌لباسی اسرا شد

روی دیوار زندان آرم حزب بعث عراق را طراحی کرده بودند که یک عقاب بود و اطراف آن البعثیه، الحریه و الاشتراکیه نوشته بودند؛ مسئول زندان به من گفت نباید این قسمت از دیوار به هیچ عنوان مخدوش و یا چیزی نصب شود؛ اسرا با میخ دیوار را سوراخ و لباس‌هایشان را آویزان کردند.

اسارت ۳ روز بعد از آتش‌بس!

آزاده امیرمجتبی جعفری از رزمندگان دوران دفاع‌مقدس است که یکم شهریور ۱۳۶۷، یعنی چند روز بعد از برقراری رسمی آتش‌بس بین ایران و عراق، همراه ۳۴ نفر از همرزمانش به اسارت بعثی‌ها درآمدند!

اردوگاه ۱۶ تکریت یک قتلگاه بود 

هر روز صبح دو عدد نان باگت با آرد جو که قابل خوردن نبود می‌آوردند. وسط نان خمیر بود آن را در می‌آوردیم و خشک می‌کردیم تا با ناهار فردا بخوریم. به خاطر کیفیت بد این نان‌ها، همه بچه‌ها لثه‌ها‌یشان زخم شده بود. شب‌ها در آسایشگاه‌ها بسته می‌شد و از سرویس بهداشتی خبری نبود