دسته دین‌واندیشه

موانع آرامش و بهروزی را بشناسیم

محمد صادقی نوشت:‌ همان‌طور که آلرس تأکید دارد، ما زمانی می‌توانیم در روند بهسازی موفق شویم و پیشرفت کنیم که قبل از هر چیزی خودمان را بشناسیم. همچنین باید بدانیم که هرگونه زیستی، پیامدهایی دارد و این نکته بسیار مهمی است.

غدیر و توحیدشناختی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نوشت: غدیر صرفاً یادآور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه نماد دائمی پیوند میان حقیقت الهی و آگاهی انسانی است؛ پیوندی که بقای دین، سلامت ادراک جمعی و مصونیت جامعه از تحریف و آشفتگی معنایی به آن وابسته است.

تا سنت حرکت نکند، تاریخ حرکت نخواهد کرد

ابراهیمی ضمن تبیین این حقیقت که در خاطره‌های تاریخی ما، سه سنت وجود دارد، از چرخه خشونتی سخن گفت که در آن، «یک عنصر از سنت با خشونت روی سایر عناصر دیگر غالب می‌شود» و تاکید کرد:‌« این روند جلو رفتن تاریخ نیست، تکرار تاریخ است. می‌بایست به‌دنبال یافتن راه یا سنتزی باشیم که در میان عناصر سنت ما، گونه‌ای توازن تاریخی ایجاد کند. لازم است این عناصر کنار هم باشند و یکدیگر را حذف نکنند. ایجاد این توازن و صبر و تأمل و یافتن راهی برای ایجاد آن کار آکادمیسین‌هاست».

هشدار داوری نسبت به پایان فلسفه در عصر غلبه فناوری

علی اکبر صالحی نوشت:‌ استاد داوری اردکانی با ژرف‌اندیشی کم نظیر خود و درک عمیقی که از جهان پرآشوب امروز دارند، بارها نسبت به پایان فلسفه در عصر غلبه فناوری و دشواری‌های روزگار کنونی هشدار داده‌اند. از این‌رو، بر این باورم که اکنون زمانه ما، بیش از هر دوره‌ای به فلسفه و فیلسوفان نیازمند است.

برهان ایمان

این کتاب نخستین اثر از مجموعه آثار ابوالصلاح حلبی است که به‌مناسبت هزارهٔ درگذشت وی منتشر می‌شود. البرهان علی ثبوت الإیمان برای نخستین بار به کوشش دست‌اندرکاران انتشارات علمیه به جامعهٔ پژوهشگران دین عرضه شده‌است. 

دست‌خط احمد مهدوی دامغانی

بسمه تعالی. با کمال ادب و احترام این کتاب به ساحت اقدس سیدالفقها و العظام نایب‌الامام علیه‌السلام حضرت مستطاب آیت‌الله‌العظمی آقای حاج سید علی آقای سیستانی روحی فداه و و متع الله المسلمین ببقاه مد ظله أدیمت عزته و سیادته و برکاته و کرامته.

سه سال و نیم در میان غربت‌ها

میترا اسفاری گفت:‌ بچه‌هایی بودند که الان بزرگ شده‌اند. بچه‌هایی بودند که به شکل دلخراشی از بین رفتند. زندگی پرتلاطمی است. آدم دائم درگیر است. هربار که از مرگ‌ و میرشان می‌شنوم، چه کودک، چه بزرگ خیلی تکان می‌خورم. روابط را حسابی تنگاتنگ حفظ می‌کنم، چون برایم مهم است. من بخشی از آنها شدم و آنها بخشی از من.