بلاتکلیفی داوطلبان با کنکور بدون تاریخ!
مثل یک فیلم با پایان باز. مثل جادهای که نمیدانیم به کجا میرسد. ثبتنام کنکور ۱۴۰۵ آغاز شده، اما زمان برگزاری آن را هیچکس نمیداند.
مثل یک فیلم با پایان باز. مثل جادهای که نمیدانیم به کجا میرسد. ثبتنام کنکور ۱۴۰۵ آغاز شده، اما زمان برگزاری آن را هیچکس نمیداند.
به مرور زمان در قرنهای هفتم، هشتم و نهم در متون نثر ما مثل کتاب کلیله و دمنه، مرزباننامه، تاریخ جهانگشای جوینی و نادری و دیگر کتب تاریخی این قرنها واژههای عربی به قدری افزونی میگیرند که کلمات فارسی در بین آنها گم میشد. کلمات دشوار و ثقیل که ما امروز خیلی از آنها را کمتر میشناسیم. مثل منافست یا مصاهرت و امثال اینها و تقریباً میتوان گفت از اواخر دوره قاجار نوعی فارسیگرایی در زبان پدید میآید و رواننویسی و پرهیز از آن تکلفات و آداب و رسوم منشیانهای که عمدتاً بر اساس عربیگرایی در زبان فارسی پدید آمده بود کمرنگتر میشود
هیچ مدرسهای آنقدر بد نیست که بهتنهایی بتواند افق آینده فرزند را تاریک کند یا آنقدر هم خوب نیست که بتواند جای امنیت، محبت و آرامش کانون خانواده را بگیرد. والدین نباید با اضطراب به دنبال مدرسهای «بینقص» باشند، بلکه باید مدرسهای را انتخاب کنند که در کنار آموزش، سلامت روان کودک را حفظ کند. در نهایت، آیندهساز اصلی، رابطه عاطفی و حمایتگر خانواده است، نه صرفاً نام مدرسه
جنگ تحمیلی سوم، فقط موشک و انفجار و دود نبود، بلکه بیبرنامگی آموزش را هم عریان کرد. این جنگ نشان داد مدیریت بحران در آموزشوپرورش تا چه اندازه دکوری است
هیچکس رد و نشانی از آنها ندارد، نه نامشان مشخص است، نه شماره تماس و آدرسی از خانوادههایشان! شاید همین حالا در چهارراهی دستفروشی میکنند
کوتاه شدن دست تعزیرات از رسیدگی به تخلفات مدارس غیردولتی و سپردن تمام فرآیند نظارت و برخورد به مجموعه آموزش و پرورش، بیش از هر چیز این سؤال را ایجاد میکند که آیا میتوان داوری یک پرونده را به نهادی سپرد که خود مسئول نظارت اولیه بر همان پرونده بوده است؟! تجربه نشان داده هر جا نظارت در یک چرخه بسته و درونسازمانی محصور شده، احتمال نادیده ماندن خطاها و تخلفات نیز افزایش یافتهاست.
از همان روزی که قرار شد معدل امتحانات نهایی در کنکور تأثیرگذار باشد، بحثها و جدلها آغاز شد. عدهای موافق بودند و عدهای دیگر مخالفت میکردند
اغلب افرادی که در ناآرامیهای اجتماعی سالهای اخیر شرکت داشتهاند و دست به رفتارهای نابهنجار و تخریبگرایانه زدهاند از یک سو به لحاظ وضع فرهنگی خانواده دچار ضعف و از سوی دیگر دارای سطح تحصیلات پایینی بودند، یعنی در واقع بازمانده از تحصیل یا ترک تحصیل کرده بودهاند