هیچکس رد و نشانی از آنها ندارد، نه نامشان مشخص است، نه شماره تماس و آدرسی از خانوادههایشان! شاید همین حالا در چهارراهی دستفروشی میکنند
جوان آنلاین: هیچکس رد و نشانی از آنها ندارد، نه نامشان مشخص است، نه شماره تماس و آدرسی از خانوادههایشان! شاید همین حالا در چهارراهی دستفروشی میکنند، شاید درگیر تکدیگری شدهاند و شاید هم، به دلیل فقر و بیپولی، از حق آموزش جا ماندهاند. آمار ثبت احوال میگوید باید در مدرسه باشند، اما آمار ثبتنام در مدارس، نبودشان را نشان میدهد؛ و فاصله میان این دو آمار، تنها در حد اعداد و ارقام، باقی میماند، چراکه هیچکس، به سراغشان نمیرود که بداند چرا به کلاس درس نمیآیند؟
سالیان سال است که آمار بازماندگان از تحصیل اعلام میشود، اما شناسایی کودکانی که پشت این اعداد پنهان شدهاند، همچنان یکی از حلقههای مفقوده سیاستگذاری آموزشی کشور است. کودکانی که در آمارها حضور دارند، اما در کلاسهای درس غایبند، غیبتی که میتواند مسیر زندگی و سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر دهد. «جوان» در این رابطه با مسعود بهرامی، مدیر کل سابق شهرستانهای آموزش و پرورش تهران گفتوگو کرده و ابعاد مختلف بازماندگی از تحصیل، دلایل شکلگیری آن و نقش دستگاههای مختلف در شناسایی و بازگرداندن کودکان خارج از مدرسه به چرخه آموزش را مورد بررسی قرار دادهاست.
یکی از چالشهای نظام آموزشی، شناسایی دقیق کودکان و نوجوانانی است که از آموزش رسمی جا ماندهاند یا آن را ترک کردهاند. اساساً ترک و بازماندگی از تحصیل چه ابعادی دارد؟
گاه دانشآموز وارد نظام آموزشی میشود، اما به دلایل مختلف در ادامه مسیر از تحصیل بازمیماند. در چنین شرایطی با پدیده «بازماندگی از تحصیل» مواجه هستیم. این گروه از دانشآموزان پیشتر در مدارس ثبتنام کردهاند و اطلاعاتشان در سامانههای آموزش و پرورش موجود است. به همین دلیل امکان شناسایی، پیگیری و برقراری ارتباط با خانوادهها برای بازگرداندن آنان به چرخه آموزش تا حد زیادی فراهم است.
