نگاه به ادبیات فارسی در آموزش و پرورش ما کلیشه‌ای و آسیب‌زاست

به مرور زمان در قرن‌های هفتم، هشتم و نهم در متون نثر ما مثل کتاب کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه، تاریخ جهانگشای جوینی و نادری و دیگر کتب تاریخی این قرن‌ها واژه‌های عربی به قدری افزونی می‌گیرند که کلمات فارسی در بین آنها گم می‌شد. کلمات دشوار و ثقیل که ما امروز خیلی از آنها را کمتر می‌شناسیم. مثل منافست یا مصاهرت و امثال اینها و تقریباً می‌توان گفت از اواخر دوره قاجار نوعی فارسی‌گرایی در زبان پدید می‌آید و روان‌نویسی و پرهیز از آن تکلفات و آداب و رسوم منشیانه‌ای که عمدتاً بر اساس عربی‌گرایی در زبان فارسی پدید آمده بود کمرنگ‌تر می‌شود

تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۰:۲۰

به مرور زمان در قرن‌های هفتم، هشتم و نهم در متون نثر ما مثل کتاب کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه، تاریخ جهانگشای جوینی و نادری و دیگر کتب تاریخی این قرن‌ها واژه‌های عربی به قدری افزونی می‌گیرند که کلمات فارسی در بین آنها گم می‌شد. کلمات دشوار و ثقیل که ما امروز خیلی از آنها را کمتر می‌شناسیم. مثل منافست یا مصاهرت و امثال اینها و تقریباً می‌توان گفت از اواخر دوره قاجار نوعی فارسی‌گرایی در زبان پدید می‌آید و روان‌نویسی و پرهیز از آن تکلفات و آداب و رسوم منشیانه‌ای که عمدتاً بر اساس عربی‌گرایی در زبان فارسی پدید آمده بود کمرنگ‌تر می‌شود

جوان آنلاین: نزدیک به هزار سال از خلق شاهنامه از سوی حکیم ابوالقاسم فردوسی می‌گذرد و ما ایرانیان به درستی بخش مهمی از غنای فرهنگ و زبان فارسی را مرهون این شخصیت ادبی هستیم. به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی با استاد محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده افغانستانی عرصه ادبیات و زبان فارسی به گفت‌و‌گو نشستیم که حاصل آن پیش‌روی شماست.

سخن گفتن از شاعر و ادیب بزرگی، چون فردوسی و نقش او در حفظ و حراست زبان فارسی مسئله‌ای است که درباره آن گفته‌اند و شنیده‌ایم، اما موضوع آنقدر دارای اهمیت است که تذکار آن می‌تواند راهنمای نسل جوان باشد. نظر شما چیست؟

ما فردوسی را مثل یک ایستگاه یا پایگاه مهم در زبان فارسی می‌دانیم. یک پاگرد یا یک قرارگاه که زبان فارسی آنجا به یک نقطه تثبیت می‌رسد و باز یک مسیر تازه‌تری را طی می‌کند، اما این پایگاه نقش و جایگاهی عظیم و سترگ دارد. برای اینکه افراد مسیر اصلی را گم نکنند و طی طریق روی نقطه‌هایی روشن باشد، زبان نیاز به یک قرارگاه‌های تاریخی دارد. برای مثال کوهنوردان می‌دانند وقتی به یک ایستگاه می‌رسند می‌توانند آنجا هم استراحتی بکنند و هم مطمئن بشوند جای درستی آمده‌اند و زیر پایشان به تعبیری محکم است و اشتباه به سمت یک دره نرفته‌اند. در زبان فارسی چند شاعر هستند که چنین نقشی دارند. ما در زبان کهن خودمان بیش از همه مدیون فردوسی و سعدی هستیم. این دو زبان فارسی را به یک نقطه خاص و مستقر رسانده‌اند، به گونه‌ای که پس از آن هر کسی می‌تواند نگاه کند و ببیند اینها چه کرده‌اند و عیار سخنوری را با زبان فردوسی و سعدی بسنجد و اغراق نیست اگر بگوییم اگر این دو نفر نبودند زبان فارسی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد یا احیاناً انحرافات یا خطا‌هایی یا خروج از هنجار‌هایی در آن اتفاق می‌افتاد. البته من قصد ندارم بگویم اگر فردوسی نبود زبان فارسی نابود می‌شد. بالاخره این زبان گویشوران زیادی داشته که هم در نظم و هم نثر زبان فارسی را پیش می‌بردند، منتها این معیار و عیار از سوی فردوسی و سعدی حفظ شده است، مثل لنگر‌هایی که در طوفان کشتی را حفظ می‌کند.

فکر می‌کنید زبان فارسی طی قرون متمادی تاریخی چه تحولاتی را طی کرده است؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *