فضل بن شاذان (ستاره شرق) 1396

سال ۲۶۰ هجری قمری است ... پیرمردی در یکی از روستاهای نیشابور آن زمان که از مراکز مهمّ علمی اسلام در بستر احتضار آرام گرفته است و بی‌توجّه به آن چه در اطرافش میگذرد تنها به درب چشم دوخته است و منتظر امدن کسی است ... او *فضل بن شاذان نیشابوری*، متکلّم و فقیه نامدار شیعه است که دشمنان به او زبان برّان اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می‌گویند. زیرا محضر چهار امام معصوم را درک کرده است و در مقام دفاع از باورهای حقّ خود از هیچ کوشش و مبارزه‌ایی دریغ نمی‌کند. فضل مدّتی قبل برای امر مهمّی مخفیانه به این روستا آمده است ...
... و سرانجام مأمورین و جاسویسان حکومتی بعد از تلاش زیاد محلّ اختفای او را پیدا کرده‌اند ...

... سرکرده مأمورین بعد ازکشف محلّ اختفای فضل بن شاذان پیکی به دارالحکومه می‌فرستد و جابر بن معاذ را از ماجرا با خبر می‌کند. جابر که مستقیماً از طرف دارالخلافه بغداد مأمور سرکوب مخفیانه شیعیان خراسان است و مهم‌ّترین دشمن *فضل بن شاذان* محسوب می‌شود. او که در علوم دینی تبحّر ویژ‌ه‌ای دارد؛ بعد از آن به خراسان فرستاده شد که دارالحکومه خراسان نتوانست خطر فضل بن شاذان را از بین ببرد. جابر خوشحال از شنیدن خبر دستگیری *فضل بن شاذان* خود را به بالین او می‌رساند ...

... دو تن از شاگردان فضل، علیّ و محمّد تنها کسانی هستند که اجازه یافته‌اند بر بالین او حضور داشته باشند. فضل چشم‌هایش را باز میک‌ند و مجدّداً سراغ ابراهیم، دیگر شاگرد خود، را می‌گیرد که مدّتی قبل مخفیانه او را برای امر مهمّی به سامراء، نزد امام حسن عسکری علیه السّلام فرستاده است ... حال نگران است قبل از دیدن ابراهیم و شنیدن خبر مهمّی که حامل آن است ...

سال ۲۶۰ هجری قمری است … پیرمردی در یکی از روستاهای نیشابور آن زمان که از مراکز مهمّ علمی اسلام در بستر احتضار آرام گرفته است و بی‌توجّه به آن چه در اطرافش میگذرد تنها به درب چشم دوخته است و منتظر امدن کسی است … او *فضل بن شاذان نیشابوری*، متکلّم و فقیه نامدار شیعه است که دشمنان به او زبان برّان اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می‌گویند. زیرا محضر چهار امام معصوم را درک کرده است و در مقام دفاع از باورهای حقّ خود از هیچ کوشش و مبارزه‌ایی دریغ نمی‌کند. فضل مدّتی قبل برای امر مهمّی مخفیانه به این روستا آمده است …
… و سرانجام مأمورین و جاسویسان حکومتی بعد از تلاش زیاد محلّ اختفای او را پیدا کرده‌اند …

… سرکرده مأمورین بعد ازکشف محلّ اختفای فضل بن شاذان پیکی به دارالحکومه می‌فرستد و جابر بن معاذ را از ماجرا با خبر می‌کند. جابر که مستقیماً از طرف دارالخلافه بغداد مأمور سرکوب مخفیانه شیعیان خراسان است و مهم‌ّترین دشمن *فضل بن شاذان* محسوب می‌شود. او که در علوم دینی تبحّر ویژ‌ه‌ای دارد؛ بعد از آن به خراسان فرستاده شد که دارالحکومه خراسان نتوانست خطر فضل بن شاذان را از بین ببرد. جابر خوشحال از شنیدن خبر دستگیری *فضل بن شاذان* خود را به بالین او می‌رساند …

… دو تن از شاگردان فضل، علیّ و محمّد تنها کسانی هستند که اجازه یافته‌اند بر بالین او حضور داشته باشند. فضل چشم‌هایش را باز میک‌ند و مجدّداً سراغ ابراهیم، دیگر شاگرد خود، را می‌گیرد که مدّتی قبل مخفیانه او را برای امر مهمّی به سامراء، نزد امام حسن عسکری علیه السّلام فرستاده است … حال نگران است قبل از دیدن ابراهیم و شنیدن خبر مهمّی که حامل آن است …

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *