برچسب غلامرضا بایزان منش

طرقه 1387

دو جوان مشهدی جنوب شهری بر سر یک کبوتر قیمتی اختلافهایی دارند، این اختلافها موجب شکل گرفتن داستان فیلم می شود....

پشت پرچین ابن اماره- شبیه تنهایی (تله تئاتر) 1390

پشت پرچین ابن اماره داستان قیس ابن اماره، مکبر مسجد شام است. او که به دستور یزید بن معاویه مامور گفت وگو با امام سجاد(ع) است تحت تاثیر سخنان امام(ع) به حقیقت قیام عاشورا واقف شده و تحولی شگرف در وی به وجود می آید.

پای دوستی 1388

این فیلم داستان نوجوانی است که پای مصنوعی پدر خود را در مقابل یک گوشی تلفن همراه به نوجوانی افغان ( با نقش آفرینی الیاس جمال زاده ) دوره گرد می فروشد. او پس از این که به اشتباه خود پی می برد ، در صدد جبران آن و باز پس گرفتن پا بر می آید . او در این موقعیت دنیای جدیدی را تجربه می کند.

تپش 1400

داستان این فیلم درباره نعیم مرد جوانی است که به تازگی برادرش را در یک سانحه از دست داده است. کادر درمانی بیمارستان از نعیم می خواهند رضایت دهد تا اعضای برادر مرحومش را به بیماران نیازمند اهدا کنند. در این بین نعیم با مردی به نام سربندی ، مدیر کارخانه ای که در آن کار می کند دچار اختلاف شده و به زندان می افتد. از طرف دیگر سربندی پسر نوجوانی دارد که به بیماری قلبی مبتلاست و در انتظار پیدا شدن یک اهدا کننده است که ...

فرشته ام بمان 1398

«فرشته‏ ام، بمان» داستان زندگی سهراب جوانی است که نمی‏تواند راست بگوید. روزی که او از خانه به سوی محل کارش می‏رود متوجه می‏شود یک موتور سوار قصد ربودن کیف یکی از معتمدین محل را دارد. سهراب با سارقین درگیر می‏شود اما خودش در اثر ضربه‏ای از هوش رفته و در عالم بیهوشی خود را در آتش دوزخ می‏بیند. در این میان فرشته‏ای به فریاد او می‏رسد و به او مژده می‏دهد که به دعای مادرش به زندگی بازمی‏گردد، اما از این پس رذیله‏ای از او دور و فضیلتی به او افزوده می‏شود. سهراب از روز بعد نمی‏تواند دروغ بگوید. این تغییر حالت برای او دردسرهای کمدی خاصی خلق می‏کند… .

اینجا آسمان همیشه بارانی است 1391

«آسمان اینجا همیشه بارانی است» یک ملودرام اجتماعی است و داستان جسیکا (سلطانی)، دختری هندی را روایت می کند که از هند برای وداع با همسر مرحوم خود –که سال های پیش در دریای خزر غرق شده- به ایران سفر کرده است. او در این سفر با دو لیدر (قائدی و عبدالرزاقی) آشنا می شود که بچه دار نمی شوند و می خواهند برای حل این مشکل متوسل به امام رضا(ع) شوند. در این میان آنان در طول قصه به سفری می روند و اتفاقات مختلفی برایشان رخ می دهد

روز باران 1385

مردم يك روستاي حاشيه كوير در خشكسالي نماز باران برگزار مي كنند. در گوشه اي نيز دو كودك يتيم كه سقف خانه شان فرو ريخته دست به دعا برداشته اند تا باران نبارد.