برچسب حمیدرضا عرب سرخی

مادران 1405

سریال «مادران» با نگاهی انسانی و اجتماعی، روایتگر داستان‌هایی از زندگی مادرانی است که در مواجهه با فراز و نشیب‌های زندگی، با صبر، استقامت و امید، نقش‌آفرینی مؤثری در خانواده و جامعه دارند.

شیفت شبانه 1388

این فیلم ماجرای افسر نگهبان جوانی را روایت می کند که به تازگی عقد کرده است. او در شیفت کاری خود در شب، پس از رساندن همسرش به خانه و هنگام مشاهده یک دزد، تصادف می کند. این افسر نگهبان در بازگشت از بیمارستان با همان دزدی روبه رو می شود که دستگیر شده و …

نون خ 5 1402

این مجموعه 25 قسمتی به موضوعاتی چون محیط زیست، میراث فرهنگی، مسائل قومیت‌ها و اتحاد آن‌ها می‌پردازد و از داستانی طنز و جذاب برخوردار است. در این فصل نورالدین از روستای خود دل کنده و این بار به کرمان و چابهار سفر می‌کند.

سواد یاران 1402

در هر قسمت از این مجموعه به یکی از معضلات و تبعات بی‌سوادی در جامعه پرداخته می‌شود و در ادامه از همه اقشار جامعه دعوت می‌شود تا برای آموزش و تشویق افراد بی‌سواد، به سهم خود همیاری کنند.

سرشاخ 1387

فرهاد شکیبا مربی سخت‌گیر بسکتبال است که با مادر بهنام نادری، نویسنده جوان ازدواج می‌کند. بهنام که مخالف ازدواج مادرش است با فرهاد اختلاف بسیاری پیدا می‌کند و در نهایت مادر منزل را ترک می‌کند. بهنام و فرهاد بعد از یک درگیری و مشاجره با هم آشتی می‌کنند و مادر نیز به خانه برمی‌گردد.

کرگدن 1388

داستان فیلم کرگدن درباره گروهی است که برای کلاهبرداری و سوءاستفاده از نهادهای مالی و اجتماعی، با هم تبانی می کنند.

فضل بن شاذان (ستاره شرق) 1396

سال ۲۶۰ هجری قمری است ... پیرمردی در یکی از روستاهای نیشابور آن زمان که از مراکز مهمّ علمی اسلام در بستر احتضار آرام گرفته است و بی‌توجّه به آن چه در اطرافش میگذرد تنها به درب چشم دوخته است و منتظر امدن کسی است ... او *فضل بن شاذان نیشابوری*، متکلّم و فقیه نامدار شیعه است که دشمنان به او زبان برّان اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می‌گویند. زیرا محضر چهار امام معصوم را درک کرده است و در مقام دفاع از باورهای حقّ خود از هیچ کوشش و مبارزه‌ایی دریغ نمی‌کند. فضل مدّتی قبل برای امر مهمّی مخفیانه به این روستا آمده است ...
... و سرانجام مأمورین و جاسویسان حکومتی بعد از تلاش زیاد محلّ اختفای او را پیدا کرده‌اند ...

... سرکرده مأمورین بعد ازکشف محلّ اختفای فضل بن شاذان پیکی به دارالحکومه می‌فرستد و جابر بن معاذ را از ماجرا با خبر می‌کند. جابر که مستقیماً از طرف دارالخلافه بغداد مأمور سرکوب مخفیانه شیعیان خراسان است و مهم‌ّترین دشمن *فضل بن شاذان* محسوب می‌شود. او که در علوم دینی تبحّر ویژ‌ه‌ای دارد؛ بعد از آن به خراسان فرستاده شد که دارالحکومه خراسان نتوانست خطر فضل بن شاذان را از بین ببرد. جابر خوشحال از شنیدن خبر دستگیری *فضل بن شاذان* خود را به بالین او می‌رساند ...

... دو تن از شاگردان فضل، علیّ و محمّد تنها کسانی هستند که اجازه یافته‌اند بر بالین او حضور داشته باشند. فضل چشم‌هایش را باز میک‌ند و مجدّداً سراغ ابراهیم، دیگر شاگرد خود، را می‌گیرد که مدّتی قبل مخفیانه او را برای امر مهمّی به سامراء، نزد امام حسن عسکری علیه السّلام فرستاده است ... حال نگران است قبل از دیدن ابراهیم و شنیدن خبر مهمّی که حامل آن است ...

آتش سرد 1401

«فرید» پدر و مادرش را در یک حادثه از دست داده و وارث نیمی از کارخانه‌ های بزرگ است. «محسن» شوهر عمه «فرید» که قیم قانونی او نیز است متوجه دستکاری در حساب‌ های کارخانه می‌ شود.