برچسب محسن یگانه

دانلود آهنگ محسن یگانه به نام بهت قول میدم

متن آهنگ بهت قول میدم از محسن یگانه

خودت میخوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه تظاهر میکنی عاشقمی این بازی هر روزت
نترس تا دم دم رفتن همش دلشور میگره دو روز بگیزه این دلشورها از خاطرت میره
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
از عشق هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی تو باقی مونده احساسمو از من گرفتی
میخوای من باشیو یادت بره مایی وجود داره خودت آمادیه رفتنی ترست نمیزاره
اصلا نترس راحت برو بی من هیچکی به جز تو منو یادش نیست
فکر کردی کی از من خبر داره راحت برو هیچکی حواسش نیست
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
مسیر رو به رو با هم یکی ولی مقصد جدایه
برو
خودت میخوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه تظاهر میکنی عاشقمی این بازی هر روزت
نترس تا دم دم رفتن همش دلشور میگره دو روز بگیزه این دلشورها از خاطرت میره
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
از عشق هر چیزی که میشناسمو از من گرفتی تو باقی مونده احساسمو از من گرفتی
میخوای من باشیو یادت بره مایی وجود داره خودت آمادیه رفتنی ترست نمیزاره
اصلا نترس راحت برو بی من هیچکی به جز تو منو یادش نیست
فکر کردی کی از من خبر داره راحت برو هیچکی حواسش نیست
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش
هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
مسیر رو به رو با هم یکی ولی مقصد جدایه
برو

دانلود آهنگ محسن یگانه به نام هر چی تو بخوای

متن آهنگ هر چی تو بخوای از محسن یگانه

تبتو از لحظه های من نگیر این همون داغی که میپرستمت
وقتی که دستاتو میگیرم ببین اختیاره کل دنیا دستمه
من که یه عمره پر از بغضم ببین واسه یه لبخند تو چه میکنم
زندگی دلیله بغضه من نبود تو نمیخندی تو نمیخندی که گریه میکنم
دیگه بعد از این سمته من بیای هر چی تو بگی هر چی تو بخوای
دیگه بعد از این سمته من بیای هر چی تو بگی هر چی تو بخوای

خودتو پایین میاری پای من که تو رو پیدا کنم فقط همین
چیزی جز افتادن از چشمای تو منو از بالا نمیزنه زمین
از خودم خیلی خجالت میکشم وقتی حتی از منم دلت پره
وقتی حالتو عوض نمیکنم بودنه من به چه دردی میخوره
تبتو از لحظه های من نگیر
دیگه بعد از این سمته من بیای هر چی تو بگی هر چی تو بخوای
دیگه بعد از این سمته من بیای هر چی تو بگی هر چی تو بخوای

ستاره من 1387

فرهاد که عاشقانه همسر و فرزندش را دوست دارد؛ بدون آن که علت اصرار سارا را بداند، با درخواست طلاق او موافقت می‌کند. سارا که بیمار است، پس از مدتی بستری می‌شود و در بیمارستان از فرهاد تقاضا می‌کند تا پس از مرگش، از دخترشان ستاره مراقبت نماید. فرهاد ستاره را نزد خود می‌برد ولی به خاطر فاصله‌ ای که میان آن دو وجود دارد؛ فرهاد در برقراری ارتباط با دخترش دچار مشکل می‌ شود. با اطلاع یافتن ستاره از ازدواج مجدد فرهاد ، شکل‌ گیری رابطه دوستانه میان آن دو سخت‌ تر می‌ گردد.

او مثبت 1382

مردی ثروتمند به نام عزیز خان( که تصمیم دارد نصف تهران را بخرد) ، دچار یک حادثه طراحی شده توسط دامادش (هوشی) شده و از بالای یکی از دهها برج در حال ساخت خودش ، به پایین سقوط میکند و به بیمارستان برده میشود . در بیمارستان پلیسی به نام مجید طبق اعلام بلندگوی بیمارستان که نیاز به خون را اعلام میکند به عزیز خان خون اهدا می کند .

با این کار ، بین بدن عزیز خان و بدن مجید ، تله پاتی صورت می گیرد ، یعنی هر اتفاقی که برای مجید بیفتد برای عزیز خان هم می افتد وهمین سرآغاز مصیبت های عزیزخان می شود . چون مجید ، یک پلیس است و مدام در حال درگیری با اراذل و اوباش و در معرض آسیب . لذا عزیز خان با ترفندچینی درصدد استخدام شخصی مجید برای خود و در نتیجه حفظ جان اوست که با مخالفت مجید روبرو می شود .

از طرفی داماد طماع ( هوشی ) با اجاره کردن یک نفله کن به ظاهر حرفه ای (شغال) ، در صدد محو پدر زن خود و به چنگ زدن ثروت کلان برای خلاصی از فشار طلبکاران است و مدام با ترفندها و نقشه هایی درصدد از بین بردن عزیزخان است که بارها با ناکامی روبرو می شود .در انتها ، با به چنگ افتادن هوشی به دست مجید پلیس ، راز این تله پاتی کشف و با یک تلنگر روحی به عزیزخان به پایان میرسد .

فضل بن شاذان (ستاره شرق) 1396

سال ۲۶۰ هجری قمری است ... پیرمردی در یکی از روستاهای نیشابور آن زمان که از مراکز مهمّ علمی اسلام در بستر احتضار آرام گرفته است و بی‌توجّه به آن چه در اطرافش میگذرد تنها به درب چشم دوخته است و منتظر امدن کسی است ... او *فضل بن شاذان نیشابوری*، متکلّم و فقیه نامدار شیعه است که دشمنان به او زبان برّان اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین می‌گویند. زیرا محضر چهار امام معصوم را درک کرده است و در مقام دفاع از باورهای حقّ خود از هیچ کوشش و مبارزه‌ایی دریغ نمی‌کند. فضل مدّتی قبل برای امر مهمّی مخفیانه به این روستا آمده است ...
... و سرانجام مأمورین و جاسویسان حکومتی بعد از تلاش زیاد محلّ اختفای او را پیدا کرده‌اند ...

... سرکرده مأمورین بعد ازکشف محلّ اختفای فضل بن شاذان پیکی به دارالحکومه می‌فرستد و جابر بن معاذ را از ماجرا با خبر می‌کند. جابر که مستقیماً از طرف دارالخلافه بغداد مأمور سرکوب مخفیانه شیعیان خراسان است و مهم‌ّترین دشمن *فضل بن شاذان* محسوب می‌شود. او که در علوم دینی تبحّر ویژ‌ه‌ای دارد؛ بعد از آن به خراسان فرستاده شد که دارالحکومه خراسان نتوانست خطر فضل بن شاذان را از بین ببرد. جابر خوشحال از شنیدن خبر دستگیری *فضل بن شاذان* خود را به بالین او می‌رساند ...

... دو تن از شاگردان فضل، علیّ و محمّد تنها کسانی هستند که اجازه یافته‌اند بر بالین او حضور داشته باشند. فضل چشم‌هایش را باز میک‌ند و مجدّداً سراغ ابراهیم، دیگر شاگرد خود، را می‌گیرد که مدّتی قبل مخفیانه او را برای امر مهمّی به سامراء، نزد امام حسن عسکری علیه السّلام فرستاده است ... حال نگران است قبل از دیدن ابراهیم و شنیدن خبر مهمّی که حامل آن است ...

قلبها با خبر از عاطفه اند 1390

دختری به نام نفیسه که پزشک بیمارستان است سعی می کند تا با خانواده بیمارانی که مرگ مغزی شده اند صحبت کند و آنها را راضی به اهدا اعضا کند.طی یک اتفاقی هنگام رانندگی برایش رخ می دهد,خود نفیسه تصادف می کند و دچار مرگ مغزی می شود و ....